باما باشید:
تازه ترینها:

2019-08-07

چهره های انقلاب آفریقا


نوشته: سعید بواماما
ترجمه: حمید رضا سعیدیان

جنبش هایی که در سرتاسر جهان برای آزادی و عدالت اجتماعی مبارزه می کنند، باید بدانند اگر به انقلاب به عنوان یک روند عمیق رهایی بخش، از لحاظ فرهنگی و سیاسی و نیز اجتماعی و اقتصادی نگاه نشود، این خطر وجود دارد که فردا نیز مثل دیروز، طرد نظم اجتماعی موجود به ضد زنان و مردانی تبدیل شود که فرض بر این است که انقلاب آن ها را آزاد می کند.
باید دانست که نبرد برای آزادی و عدالت اجتماعی از مبارزه برای خواست های فوری توده های مردمی جدا نیست. باید دانست که «دشمن هرگز صادقانه عقب نشینی نمی کند. دشمن هرگز نمی فهمد. او تسلیم می شود. اما تغییر ماهیت نمی دهد.» مسئله اساسی این است. همزمان با از بین بردن سلطه ی ستمگران باید زمینه های مادی ستمگری و بی عدالتی را ویران کرد...


2019-07-31


کودتای 28 مرداد 1332 - نوشته گازبوروسکی - ترجمه سرهنگ غلامرضا نجاتی




ارائه این کتاب در اینجا به مفهوم آن نیست که نظر و تحلیل نویسنده را دقیق و صد در صد معتبر ارزیابی کنیم. نویسنده این کتاب از دانشگاه علوم سیاسی لویزیانای آمریکا است و همانطور که از بیشتر صاحب نظران علوم سیاسی انتطار می رود انگیزه او نه تحلیل از منظر حقوقی وقانون بین الملل و نه تاثیر این کودتا بر سرنوشت حیات اجتماعی یک ملت بوده، بلکه انگیزه او ارزیابی سود وزیان این کودتا برای منافع آمریکاست. ولی با این وجود مطالعه این کتاب مارا در جریان چگونگی عملکرد قدرتهای مرکز در تلاش برای تاثیر گذاری بر روی جنبشهای اجتماعی جوامع پیرامونی به منظور کانالیزه کردن این جنبشها در مسیر منافع خودشان، قرار می دهد. و جالب توجه بازیگران این صحنه هستند که مثل همیشه در بین تمام گروهها و جریانات اجتماعی دیده می شوند، اعم از دانشگاهی و روزنامه نگار و روحانی تا بازرگان و فعالان اقتصادی و سیاسیون و نمایندگان مجلس و نظامیان و به ویژه روشنفکران وفعالان اجتماعی و اقلیتهای قومی تا مردم عادی که دانسته یا ندانسته در خدمت قدرتهای جهانی قرار می گیرند وبدست خودشان فضارا مهیا می سازند تا آنها طرحهایشان را به سرانجام برسانند. و تکنیک کار هم ساده است. با تحریم و بلوکه کردن اقتصاد یک ملت وایجاد هرج و مرج، قدرت سیاسی را ضعیف و مردم را ناراضی کن و با جو شایعه، امنیت روانی جامعه را هدف قرار بده. تا جایی که زمان ضربه نهایی فرابرسد.



شما را به مطالعه این کتاب دعوت می کنیم. باشد که لااقل تجربیات تاریخی چند دهه اخیر کشورمان را فرابگیریم.


2019-06-17

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل دوم



میدان جنگ سرمایه داری گلوبال

برخلاف چیزی که مثل همیشه نئولیبرالیسم اقتصادی می خواهد به ما و دیگران توضیح دهد: باروری تولید یک چیز عجیبی نیست، پیشرفت هم همه جایی نیست، کاهش شانس زندگی در کشورهای پیرامونی سرمایه داری رفاه هم یک پدیده اتفاقی نیست. شگفت انگیز و به طرز حیرت انگیزی همواره رشد اقتصاد محلی به طور قطع با استثمار سیستماتیک ذخایر مواد وبه کار گیری نیروی کار -از انسان و طبیعت- در طرف دیگر دنیا همراه است. بازده رفاه ، از دهه های زیادی، اگر نگوییم صده ها، ازبطن این ساختار نابرابر ممکن گردیده، این برای بخش وسیعی از جوامع «پیشرفته» -یعنی ما- خوشایند بوده و نابرابری اجتماعی گلوبال را همواره تحکیم کرده است. پیشرفت، خودش را بر شانه های کسانی قرار داده که پیشرفت ما را ممکن گردانده اند -در حالی که خودشان عقب مانده اند. با تلاش، گامهای بزرگی به جلو بر میداریم، بدون اینکه از خود بپرسیم، چگونه ما اینرا به رفاه خودمان تبدیل کردیم -و چرا این به ما و نه به دیگران اعطا شده است.

سرمایه داری رفاه غربی با نیروی حاصل از رشد اجباری داخلی، در سطح جهانی به یک منابع طبیعی و انسانی دست یافت که همواره بیشتر و همیشه جدیدتر می شد و هزینه های حاصل ازاین گسترش را به جهان بیرون از خود باز می گرداند. اینکه به این موفق شد و همواره از نو می تواند موفق شود، به خاطر موقعیت مسلطی است که در سیستم جهانی در یک قدرت سیاسی و اقتصادی به هم بافته، دارا است.


2019-06-05

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل اول



نابرابری! کدام نابرابری؟

«فاجعه به عنوان پدیده ای انتزاعی که در آن دوردورا قرار دارد نشان داده می شود»
میشائیل من،

نابرابری در سالهای اخیر دوباره به یک مضمون اجتماعی تبدیل شده است. این در تابستان 2013 با اثرعظیم "توماس پکیتی Thomas Pikettys" تحت عنوان سرمایه در قرن 21 آغاز شد که در آن اقتصاددان فرانسوی آهنین بودن قانون تکامل سرمایه داری مدرن را روشن کرده است. طبق نظر پکیتی، این اگربا دخالت سیاسی فعالانه درجهت مخالف کنترل نشود، بعد به ناچار خود خودش را بر اساس قواعد سرمایه داری تنظیم می کند: [یعنی] سود آوری سرمایه متمایل به بالا رفتن از مجموع نرخ رشد اقتصادی می شود. منافع ناشی از تملک سرمایه سپس به طور سیستماتیک محدوده توزیع درآمد را درهم می شکند، بدین معنا که رشد رفاه به طور نامناسبی به سوی رفاه مندان تا کنونی می رود، در حالی که خانوارهای با درآمد پائین نگاهی به شیوه توزیع درآمد دارند. واگذاشتن سرمایه داری به خودش و منطق منحصر به آن، به یک رشد مداوم نابرابری درآمد و ثروت می انجامد -یک گرایش، که پکیتی آنرا برای جوامع ثروتمند اروپا و آمریکای شمالی و بخصوص برای محدوده نئولیبرال ایجادشده در دهه 1970خیلی بادقت ترسیم کرد.


2019-05-31

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل ششم



پرده ها بالا: جامعه برونفکن، افشا شد؟

تغییرات جوی و مهاجرت پناهجویی به این دلیل به طور ویژه ای جوامع برونفکن را به چالش می گیرند و به این جهت امروزه مدافعین آن یک عکس العمل رشد یابنده ای را طلب میکنند، چونکه رشد هردو این [دومشکل] یک کیفیت جدید، یا دقیقتر بگوئیم یک مادیت جدید ارتباطی این جوامع با «بیرون» را در پشت سرخود دارد. این «قدرت طبیعت» است که از حالا ما با آن مواجه هستیم -و این چیزی است که نه می توان انکار کرد و نه با قدرت متقابل می توان جلوی آنرا گرفت.

همکاری بین گفتمانهای شبیه سازی شده از «بالا» و از «پائین» نشان می دهد که، دموکراسی کربنی و دموکراسی کنترل مرزی در قرن 21 همچنان عمل می کند. واین، بدون اینکه هردو طرف به لزوم این مکانیسم عملکردی آن یا اصلا نیروی محرک مرکزیش آگاه بوده باشند: ترس ، ترس جمعی از پایان «زندگی خوب» به هزینه دیگران است. مطمئنا کم نیستند علائق نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی که مستقیما از غارت طبیعت واز رنج ملتهای جهان منفعت می برند و از این رو با هدف عمدی بر روی تداوم تاریخ سرمایه داری به عنوان تاریخ برونفکنی کار می کنند. ولی بیشترین بازیگران «بالا» همچنین «پائین» از ناچاری بن بستهای شخصی شان، سهم بیشتر و یا کمتر بازیگری شان را در یک مدل اجتماعی غیر قابل توجیه باید از جانب خودشان توجیه کنند، گناه یک قرارداد اجتماعی شبیه سازی شده: یعنی خود خودشان را گمراه کنند - و بخواهند که گمراه شوند.


2019-05-24

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل پنجم



به عنوان زنجیره تولید ارزش از دست نمی رود؟
کار در برونفکنی

در گزارش مخصوصی که در نیمه سال 2015 انتشار یافت کمیساریای عالی امور پناهندگی و حقوق بشر در مجموع پنجاه و نه میلیون و پانصد هزار نفر را بر شمرده است که در سراسر جهان خانه و وطن خودشان را باید ترک می کردند تا از خشونت و جنگ و تعقیب و نقض حقوق بشر در امان باشند - مقداری که تا کنون سابقه نداشته است و بهرحال از جنگ جهانی قبل بی سابقه بوده است. هرکس فکر میکند که این بدبختی دنیا مستقیم به درِخانه ما اروپاییها آمده و به این وسیله تهدید و فشار برایمان ایجاد میکند، رسما از اعداد اطلاعی ندارد - به ویژه همه آنهایی که بدون ارائه مدرکی بیان می کنند که آلمان نمی تواند همه فراریان را قبول کند. که گویا همین الآن همه در صف ایستاده اند. بر اساس تعداد مطلق پناهندگان اسکان داده شده در نیمه دوم سال 2015، کشورهای پناهنده پذیر جهان همگی با اختلاف زیادی در خارج از اتحادیه اروپا قرار دارند، بیشتر آنها در فاصله امن زیادی: ترکیه، پاکستان، لبنان، ایران و مصر در صدر این لیست رده بندی قرار دارند، در ده جایگاه اول این لیست کشورهای آسیا و افریقا هستند


2019-05-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل چهارم



حق شهروندی و دمکراسی گاز کربنیک
کشتی بخار پر است

جامعه مدرن دموکرات بر اساس مارشال اینگونه متمایز می شود که برای اعضایش -شهروندانش- یک مجموعه جامعی از حقوق را تضمین کند، از آزادی عقیده و معاهده برای حق تجمع و رای دادن تا حق داشتن آموزش، سلامتی و امنیت اجتماعی.
چیزی را که مارشال قطعا دید، ولی در تحلیلش به طور سیستماتیک پیگیری نکرد، آن سمت دیگر سکه بود: ورود به وضعیت شهروندی واعطای حقوقی اش منتهی می شود به ضرورت محرومیت غیر شهروندان که در خارج محدوده اعتباری شهروندی قرار دارند.
« قایق پر است»: همیشه این ترس جایگزین شده که «توان دریافت قایق نجاتی به نام تعلق شهروندی» محدود است، حق نسبی جای داشتن در آفتاب، حتی در یک جامعه سرمایه داری دموکراتیزه شده، یک کالای کم یاب است، در نبض سیاسی، به محض آنکه فرد خودش بر روی کشتی دولت رفاه وارد شد، نردبان ورود به حق را پشت سر خود بالا می کشد. در تاریخ حق شهروندی بخاطر ترس از تعداد زیاد، از انبوه کسانی که مدعی حق هستند، همواره فراخوان درخواست بستن راه ورود داده شده است: کسی که یک بار «آن داخل» بوده، میخواهد که این برای خودش بماند؛ کسی که مشمولیت عنوان شهروندی را نهایتا بدست آورد، می خواهد این انحصار را بهر حال حفظ کند.


2019-04-13

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل سوم



در سال 2010 به این گونه بود که شهروندان ایرلند آزادی ویزا به 95 کشور جهان، دانمارکی‌ها و سوئدی‌ها به 94 کشور داشتند و برای آلمانی‌ها همچنین به 93 کشورآزادی سفر بدون ویزا وجود داشت. درحالی که شهروندان ایران بدون مشکل فقط به 6 کشور، پاکستان به 4 کشور، عراق و سومالی و افغانستان هر کدام فقط به دوکشور دیگر می توانستند سفر کنند.

در حالی که ما فرزندان رفاه اجازه داریم به دنیای خارج برویم، دنیای «آن خارج» نباید به سوی ما به داخل بیایند، حداقل در شکل یک انسان که از خون و گوشت ساخته شده. با قرض گرفتن واژه ای از زیست شناسی و فیزیک می توان طرح قواعد تردد از مرکز جامعه جهانی در سرمایه داری گلوبال را به عنوان «غشاء نیمه تراوا» نشان داد - همانند عملکرد دیواره سلول ها - سیاست ویزای حاکم بر عبور و مرور مرزی در یک جهت اجازه عبور می دهد، و در جهت دیگر آن را مسدود میکند. ولی مرزهای جوامع برون فکن به طرف بیرون، و نه به طرف درون، قابل عبور است - به عبارت دیگر آنها چنان طراحی شده اند که هر چیز را که نمی خواهند نزد خود داشته باشند، می تواند به طور موثری از ورود محروم شود.



2019-04-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل دوم



وقتی از تردد مکانی صحبت میکنیم، یعنی ازمسافرت صحبت میکنیم. بر مبنای حکایتی از امانوئل کانت است که «سفر، میآموزد»، و شهروندان دنیای شمال - آنچنان که دیده می شود- بیش از حد تشنه آموختن هستند. از دهه ها قبل آلمان ها به عنوان «استاد مسافرت به دنیا» معروف هستند، در سال 2015 میزان پروازشان به خارج بی سابقه بود: میزان 81.6 میلیون نفر مسافر از فرودگاههای آلمان به سفرهای خارجی دورتر و یا نزدیکتر رفته اند و نسبت به سال قبل رشد زیادی داشته اند - در محاسبه به مفهوم آن است که تمام آلمان دراین سال یک بار به خارج رفته اند. از هر ده آلمانی فقط یکی هنوز پرواز نداشته است. مردها بیشتراز زنها رفته اند. سه چهارم مسافرتها به اتحادیه اروپا بوده است، همچنین 20 میلیون بار پرواز بین قاره ای در برنامه اشان بوده: در حدود 6 میلیون مورد به آمریکا رفته اند و کمی بعد از آن مقصد مسافرتشان شمال آفریقا و شرق و یا جنوب آسیا بوده است.

حال باید در اینجا کمی به اثرات زیست محیطی شناخته شده توسعه و رشد مداوم سفر بپردازیم- مثلا میزان عقلایی بودن پرواز فرا قاره ای برای کمک به نوزادان لاکپشت دریایی. بر اساس داده های سازمان توریسم جهانی وابسته به سازمان ملل (UNWTO) ورود توریست در سراسر جهان از 50 میلیون در سال 1950 به 684 میلیون در سال 2000 و با رشد افزاینده به 922 میلیون در سال 2008 افزایش یافته است.



2019-03-15

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل اول



این چنین که دیده می شود جهانی سازی یک واقعیت محض نیست، یک واقعیت انکارناپذیر نیست. این برای یکی واقعیت است و برای خیلی دیگران یک خیال است. جهانی سازی به یک معنی یک اعجوبه است، یک سرابی است که در عرض جغرافیایی ما از روابط اقتصادی و اجتماعی، مادی و فرهنگی جهانی، ایجاد و حاکمیت یافته. و صحبت دلچسبی که از فرصت جهانی سازی، از امکانات خلق شده توسط آن، از تاثیر سازنده اش و آثار آن در پیوند بین انسانها و ملتها می شود نه اینکه فقط گاهی ایدئولوژیکی است ، بلکه هر بار و همیشه وقتی که استدلال می شود، این فرصت و امکانات برای همه به یکسان معتبر است. زیرا که برعکس است: دنیای امکاناتی که جهانی سازی بدون شک باز کرده است، همزمان در مقابل بستن رسمی دیگر فضاهای ممکن قرار دارد. هر اندازه که بخواهد امکان فراهم کند به همان اندازه محدودیت ایجاد می کند، به همان اندازه که از یک طرف پیوند بزند به همان اندازه از طرف دیگر جدا می سازد.