2019-02-06

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل دوم



سویای لعنتی یا چیزی که لوبیای ما را تامین می کند

در اینجا آلمان، با واردات همه نوع محصولات کشاورزی، درواقع نیاز به سطح زمینهای زیر کشت را به سرزمینهای دارای کشاورزی واقعی«صادر» می کند - جایی که این زمین‌ها برای تولید کشاورزی جهت صادرات استفاده می شود( و بدین‌گونه دیگر برای نیاز خوداهالی قابل دسترس نیست). با جابجایی زمین‌های مورد نیاز همچنین نتایج اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی حاصل از یک کم و بیش «کشاورزی مدرن» به خارج انتقال می یابد. اثرات ناشی از تک محصولی، کشاورزی صنعتی، ژن تکنیک و کشاورزی ماشینی. چیزی شبیه مورد کشت سویا در آمریکای لاتین.
بر طبق (WWF)، آلمان در سالهای 2000 به وسیله تجارت مداوم کشاورزی، کاربرد ارضیِ بیش از 5 میلیون هکتار زمین در خارج از قلمرو اتحادیه اروپا داشته است، اتحادیه اروپا در کل 25 میلیون و در بالاترین حد حتی 35 میلیون هکتار

در سال 1990 هنوز 34 میلیون لیتر مواد شیمیایی هربیسید، پستیسید و فوگیسید در زمینهای آرژانتین پاشیده می شد، در 2015 این مقدار به 317 میلیون لیتر افزایش یافت. پُرطرفدارترین ماده علف کُش وسیع الطیف گلیفسفات ، که از 1974 توسط "مونزانتو" یکی از بزرگترین تولیدکنندگان بذر در جهان که مرکز آن در سن لوئیس میسوری است، به عنوان ماده موثر ارزان با نام «روندآپ» به فروش می رسد و در خدمت این است که زمین‌ها قبل از کاشت به طور کامل از علف تهی شوند. سال 1995 این کنسرن آمریکایی، لوبیایی را به بازار ارائه کرده که در مقابل سم گیاهی که تولید همین کنسرن است مقاوم می باشد، چیزی که از آن موقع به سویاکاران این امکان را می دهد که گلیفسفات را درتمام طول زمان رشد گیاه به کار ببرند. برای مونزانتو دوباره این بهترین شکل کاسبی است که همزمان می تواند بذر، «روندآپ ریدی» و هربیسید همه را خود بفروشد و ارسال کند.

همه اینها به ما چه چیزی را می گوید؟ حداقل آنقدر می گوید که: جهت تامین گوشت و سوخت بیولوژیکی برای جوامع ثروتمند در ایتوسانگو، در بخش وسیعی از آرژانتین و در سراسر کمربند سویا در آمریکای جنوبی یک شرایط تولید کشاورزی تک محصولی که در حد بالایی وابسته به کاربرد وسیع سم پستیسید است، حاکم است.


2019-02-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل اول



اروپا زادگاه روشنگری است، سرزمین تفکر روشنگر؛ و فقط این میراث فرهنگی تا به امروز بخش اصلی هویت اروپایی است. از میراث عقلانیت تا اعتبار قانون، از تامین استقلال فردی تا آموزش انتقاد اجتماعی

راجع به دوگانگی مدرن روشنگری شده، تا به حال خیلی گفته و نوشته شده است. خط کلاسیک نقدی که، تحت عنوان «دیالکتیک روشنگری» و قبل از زمینه های تاریخی پیروزی ناسیونال سوسیالیسم ، توسط فیلسوفان اجتماعی چون "ماکس هورکهایمر" و "تئودور آدورنو" فورموله شد، عمدتاً خودش را بر تضاد ماندگار ایده روشنگری و انحراف ناشی ازآن در سرمایه داری صنعتی پیشرفته، متمرکز کرده بود... در مرکز دنیای غرب در نهایت علاِیق شخصی به جای اخلاق عقلانی قرار گرفته است، روشنگری به افسانه تبدیل شده و صنعت فرهنگ سازی به فریب مردم پرداخته.

اینکه «کشورهای عقب مانده» با کمک ما «بالاکشیده شوند» و در مسیر رشد دموکراسی سرمایه داری رفاه بتوانند رشد کنند، اینکه یک همترازی جهانی شرایط زندگی نه تنها آرزو، بلکه همچنین با ایجاد ترتیبات سازمانی مورد نیاز رشد در «کشورهای کم درآمد» امکان پذیر است، اینکه تعادل اکولوژیکی کره زمین به وسیله توسعه هوشمندانه و کم مصرف تر تکنولوژیها و گسترش آنها در سطح جهان جهت حفظ و یا تولید دوباره است: اینها همه غیر قابل باورند.



2019-01-24

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل چهارم


از یک سو هزینه های اجتماعی و بارهای محیط زیستی شیوه زندگی جمعی خودی به جامعه (به اصطلاح) «بیرون» انتقال داده می شود، جایی که آن هزینه ها را دیگران متحمل می شوند. در یک عملِ غلبه ی مضاعفِ توام با حرکتِ برونفکنی، باعث می شودکه از طرفِ دیگر، فشار روحیِ یک معرفت عمومی درباره ی -ویا حداقل یک آگاهی از- فشاری که، بر انسانها و مناطق دیگر تحمیل می شود، از احساس جمعی جدا و در جایی خارج از درک اجتماعی منتقل گردد.

برای آنهایی که مورد چنین عمل برونسپاری مضاعف و یا مضاعف شده ای قرار می گیرند این به آن معنی است که تنها با شیوه شرایط کاری غیر انسانی و تخریب محیط زیست ناشی از تاثیرات جامعه برونفکن مواجه نیستند. آنها همچنین باید با روند منزوی شدن سمبلیک و تجربیات تحقیر هم کنار بیایند. مکانیسم تخلیه روانی تصویر شده، با عملی کردن انتقال مشکلات و برگرداندن تقصیر به گردن صدمه دیدگان همراه می شود، به طوری که مسئولیت صدمات به خود صدمه دیدگان بازتابش می شود

با این مثال منظورمان ایالت آزاد زاکسن نیست که بعد از پایان سوسیالیسم دولتی، موفق نشد که پلیس و دستگاه قضایی با عملکرد بی طرفی سیاسی، را برپا کند، و رسما در چنین موقعیتی هم نیست، که جسم و زندگی و شان انسانی را برای همه افراد ساکن در منطقه تحت نفوذش، حتی آنانی که شهروند نیستند را تحت محافظت در آورد.

با عواقب شیوه زندگی ما«بعد» ازما درگیر نمی شوند، بلکه اینجا و امروزدارند درگیر می شوند- «در کنار» ما. و اینگونه نیست که واپس راندن دانسته ها در این مورد به ما ورود نکرده است.


2019-01-14

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل سوم


در زمان امپریالیستی اروپا، به عنوان مثال کارگران محلی عملا در کاربرد استثمارگرانه سرمایه در مستعمرات خارج از اروپا ذینفع بودند. قدرتیابی سازمانهای سیاسی آنها در نیمه دوم قرن 19 تضمین کننده آن بود که شرایط کاری خودشان رابتوانند به مرور بهتر کنند - به قیمت نه تنها بازار کار حاشیه، که محافظت نمی شد، بلکه قبل از هرچیز به قیمت کار اجباری و مزد کم در اقتصادهای پیرامونی جهان، جایی که واقعیات اجتماعی «استثمار برهنه» تری را ایجاب میکرد.

برای ارتباطات نا برابر با مشخصه نامتقارن، موقعیتهای مختلف اجتماعی به بازی گرفته می شوند، چیزیکه بازیگران متقابلِ دخیل در معامله می پذیرند: یک طرف از ابتدا بیشتر بدست می آورد، قبل از هر چیز به خاطر منابع قدرتمند تری که نسبت به آن دیگری داراست. فرا تر از آن ولی، منبع عدم تقارن در جریان ادامه معاملات تشدید می شود، تا جایی که منافع همان طرف به طور سیستماتیک در یک طرف رابطه- و آنهم همواره طرف قدرتمند تر- انباشته گردد. این مولد و تعمیق کننده ساختار نابرابری، در طول زمان و در نهایت به وسیله دسته بندی های اجتماعی پشتیبانی می شود، این هربار از سوی بازیگران قوی تربه بازی گرفته می شود و - دقیقا به خاطر برتریِ داده شده و یا بدست آورده شده ی قدرت- به همین شکل می تواند اجرا شود. به طور معمول اینها تکمیل کننده دوجانبه هستند، که هردو موقعیتِ رابطه ی اجتماعی، بهم گره می خورند و تداوم بازتولید نابرابر ساختارسود را موجه نشان می دهند:همه آن دسته بندیهای متمایزی که، به عنوان مثال بین متمدن ها و وحشی ها، سفیدپوستها و سیاه پوستها، زرنگها و تنبلها، از فاتحان اسپانیایی در جنوب تا مهاجران اروپایی در شمال قاره آمریکا و تا همین آخر فرستادگان اتحادیه اروپا در یونان، همه نمونه هایی از تعاریف اجتماعی است که با آن خط مرزی بین سود بران و ضرر دیدگان یک رابطه اجتماعی کشیده می شود و از قبل شناخته شده هستند.


2019-01-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل دوم


ما در یک دنیای مرتبطِ بهم زندگی می کنیم، چه کوچک و چه بزرگ. ما در ارتباطات متنوعی با دیگران قرار داریم؛ گاهی تنگا تنگ تر و گاهی دورتر. این را که چگونه زندگی می کنیم و چه کسی هستیم، روابط اجتماعی تعیین می کند و بدون آن اصلا قابل تصور نیست. آنچه که انجام می دهیم، همیشه بر روی دیگران اثراتی دارد- همچنین هر کاری را که نمی کنیم، بعضی تاثیر مستقیم و بی واسطه دارد بعضی تاثیر غیر مستقیم و با واسطه و بعضی تاثیر کمتر قابل پیگیری. خلاصه کنیم: جامعه جهانی یک دنیای ارتباطات است با تاثیر گذاری متقابل بر هم دیگر. درک حقایق ابتدایی، و جدی گرفتن آنها در نظارت بر جامعه، بیان یک دیدگاه جامعه شناسانه است.

قدرت در ارتباط متقابل می باشد و در یک رابطه یک جانبه ایجاد نمی شود - که یکی قدرت دارد و دیگری ندارد-، بلکه مواضع متفاوت قدرت بایکدیگردر ارتباط متقابل هستند: اینکه یک نفر می خواهد بر روی دیگری اعمال قدرت کند، تا جایی وتا زمانی ممکن است که آن دیگری در مقابل، آن قدرت را «بپذیرد»، مشخصات رابطه قدرت به اشکال زیر پذیرفته می شود، با انتخاب آزادانه، به خاطر ضرورت و یا به صورت اجباری.

رشد رفاه و افزایش بدبختی دو پیشرفت متقابل هستند- ولی هردو به واقعیت سرمایه داری جهانی تعلق دارند. کسی که از لحاظ جامعه شناسی به جهان نگاه کند، می بیند که ساختارهای اجتماعی بافت رابطه ها است و پیشرفت اجتماعی پویایی رابطه ها است- یکی را بدون دیگری نمی توان درک کرد. جامعه شناسانه فکر کردن به این معناست که آن دیگری را نمی توان از فکر خارج کرد، همیشه باید به هردو و رابطه داخلی بینشان فکر کرد: بین قدرت یکی و ناتوانی دیگری، استفاده اینجا و خسارت آنجا، فرصت برای این و خطربرای یک جای دیگر، زندگی خودمان و زندگی دیگران.



2019-01-07

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل اول


"جامعه برونفکن" پدیده‌ای مربوط به قرن 21 نیست. برون فکنی به صورت اجتماعی دیر زمانی است عمل می کند،

شهری ها بیشتر در موقعیتی هستند که خودشان را نسبت به داخل متحد و خارج را منزوی کنند، فعالیت‌های تولید را بین خودشان هماهنگ کنند، سازمان بدهند و خودشان را بر ضد رقیبان خارجی محافظت کنند، علایق اقتصادی مشترکشان را به ثبت برسانند و فشار اقتصادی را بر منابع روستایی اطراف انتقال دهند، که در نتیجه پائین ترین قیمت ممکن را برای تولیدات کالاهای ضروری بپردازند. تثبیت این وضع و رشد تصاعدی این مزایا بعد از مدتی باعث می گردد که ساختاری به وجود بیاید که آنرا یک تعادل بی تعادلی می توان نامید. دینامیک رشد رفاه شهری دست در دست با رکود اقتصادی اجتماعی فضاهای روستایی پیش می رود.

نابرابری روابط اقتصادی تنها به خودی خود از مکانیسم بازار ناشی نمی شود، و به یقین هم به خودی خود پایدار نمی ماند. امکان اینکه روابط مبادله نابرابر را در ابعاد جهانی ایجاد و پابرجا نگهداشت، تاریخا به وسیله رشد مرکزیت مدیریت دولتی ممکن شده است، به خاطر تجاوز قدرتهای اروپایی به سرزمینهای ملتهای دیگر دنیا، و در آخر بکار گیری قدرت نظامی برای امنیت موقعیت دولتهای اروپایی -و رفاه ملتهایشان- در سیستم جهانی.

سرمایه داری نمی تواند از درون خودش، خودش را تغذیه کند. او از موجودیت یک «بیرون» زندگی می کند، که خودش را تغذیه می کند، او هر سوختی را مصرف می کند -چه مادی و چه غیر مادی- که راه اندازنده باشد و بدون آن سوخت آتش باصطلاح دائمیش می تواند ناگهان خاموش شود....



2019-01-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل سوم


برونفکنی البته یک استراتژی اجتماعی انتزاعی نیست. به هیچ عنوان اثر یک پردازش بدون منطق و به اصطلاح بدون بازیگر نیست. البته که برونفکنی منطق خودش را دارد، بر اساس سیستم سرمایه داری جهانی عمل می کند. ولی به وسیله بازیگران اجتماعی واقعی حمایت و اجرا می شود. مسئولین آن فقط کنسرنهای بزرگ و دولتمردان نیستند، تنها نخبه های اقتصادی و قدرتمندان سیاسی نیستند. بلکه به وسیله توافق ساکت و مشارکت فعال اکثریت بزرگی از جامعه پشتیبانی و اجرا می شود. توسط «ما» شهروندانی که خودمان را به عنوان دنیای غرب بیان می کنیم. که در جوامع برونفکن و یا در جامعه بزرگ برونفکن شمال جهان زندگی می کنیم. ما در جامعه برون فکن زندگی می کنیم ما با آن[برونفکنی] زندگی می کنیم و خوب هم زندگی می کنیم. ما خوب زندگی می کنیم چون دیگران بدتر زندگی می کنند. ما خوب زندگی می کنیم چون از قِبل دیگران ، از چیزهایی که باید برایش زحمت بکشند و رنج ببرند، کارکنند و تحمل کنند، مسئولیت بپذیرند و سختی بکشند، زندگی میکنیم.

...قابل تشخیص است که اکثریت وسیعی از جامعه در جوامع برونفکن ترس از زیان دارند. به همین جهت آنان خواهان آنند که اوضاع به همین شکل تا کنونی باقی بماند، و دیگران هم در همان جایی که هستند بمانند. به همین دلیل است که آگاهی از پیش شرط امتیازات عظیم اجتماعی که داریم، و از دست دادنشان تهدیدمان می کند، زیر فرش رانده می شود و یا اینکه از دم در خانه بیرون افکنده می شود و به حلقه دانشمندان و متخصصین سپرده می شود تا شاید آنجا بدون اینکه نتایج اجتماعی اش هویدا شود، رفع و رجوع شود. به همین خاطر به رویای اینکه گویا در جریان رشد اقتصادی همه جهان به یک درجه ارتقا یابند، و در این روال فقیرها و فقیر ترینها در این دنیا وضعیت‌شان بهتر شود، بدون اینکه امتیازات جوامع مرفه در این میان به طور جدی دست بخورد و یا اینکه زیر سئوال برود، امید بسته می شود.


2019-01-01

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل دوم


اگر نگاهمان نه فقط، مانند پکتی، بر دینامیسم نابرابری درون اجتماعات آمریکا، بریتانیا، فرانسه، با نظر جانبی به ژاپن و آلمان باشد، بلکه نگاه مان را به سطح ساختار جهانی و نابرابری بین اجتماعات وسعت بدهیم، بدین وسیله ما اینجا ده درصد ثروتمند را خواهیم دید که با خرج دیگران همواره ثروتمند تر می شوند. به این ده درصد ثروتمند ترین ها باید گفت که پنج کشور نامبرده بالا - وموقعیت اجتماعی شان - «به طورکل» به رأس بالاترین توزیع ثروت جهانی تعلق دارند و این درواقع و ابدا مدیون «تلاش» شهروندانشان و یا «بهره دهی اقتصادشان» نیست، بلکه قطعاً این به موقعیتشان در استراتژی اقتصاد جهانی و نتیجه حاصله ازاین موقعیت ، و «سرمایه ای» که تاریخا به ارث برده اند مربوط می باشد. .... قرعه فرصت های نسبی نا برابر، که نتیجه آن خوشبختی و یا بدبختی است، بر این اساس کشیده می شود که تو در آلمان و یا در برزیل متولد بشوی. بی تردید برای هر نوزادی که در جامعه آلمان و یا برزیل متولد شود یک قرعه زندگی برایش ازقبل کشیده شده است.

تمرکز حواس باید بر واقعیتی که در عرض جغرافیایی مان علاقه به ندیدنش است و همچنین امتیازات چسبیده به ثروت، مثل نابرابریهای درون اجتماعی، متمرکز گردد، این حقیقت است که افشا کننده الگوی توزیعی است که در یک چیدمان جامع و جهانی نابرابری انباشته شده است. یک چیدمان که ولی مشخصا نامرئی است و نامرئی باید بماند. "کورسنویچ و مارون" در کتابشان موسوم به " فاش ساختن نابرابری"جهت سرگرمی آماری، یک جامعه ساختگی را بنا می کنند که فقط به سگهای نگهداری شده در خانه های آمریکایی ها تعلق دارد. در سال 2008 مخارج انجام شده به ازای هر خانوار را به عنوان درآمد سرانه این جامعه مجازی، که نامش را کشور سگها گذاشته بودند، در معیارهای جهانی رده بندی کردند. کشور سگها در رده زیر کشورهایی با درآمد متوسط ولی در رده بالا تر از پروگوئه و مصر و بهتر بگوئیم بالاتر از چهل درصد جمعیت دنیا بود. چونکه این حداقل یک سگ ایالات متحده است.

اینکه اینگونه است، اما هیچکس در هیچ جا تمایل ندارد رسما در موردش صحبت کند.


2018-12-31

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل اول


تقسیم کار جهانی اینطور شکل گرفته که تعدادی کشور به عنوان برنده و مابقی به عنوان بازنده تخصص یافته اند.
ادوآردو گالیآنو در کتاب «رگهای باز آمریکای لاتین»

آنچه که در ریو دوسه اتفاق افتاد، یک فاجعه کاملا معمولی بود که از قبل قابل پیش بینی بود. یک فاجعه که به این صورت یا به آن‌صورت نظیرش همواره در طی سالیان زیادی در برزیل یا هر کجای دیگر این جهان در کشورهای سرشار از مواد خام اتفاق می افتد. به عنوان استراتژی اقتصادی در تقسیم کار جهانی، این کشورها به طور غیر قابل اغماض در جایگاه غارت منابع طبیعی شان قرار می گیرند و آنها هم به طور شدید آنرا انجام می دهند، مصمم و بی رحمانه.


2018-12-28

طوفان نوح در کنار ماست. مقدمه مترجم


همه چیز داشتن و بازهم بیشتر خواستن، رفاه خودمان را مراقبت کردن، در عین حال از دیگران دریغ داشتن، اینست خصیصه زندگی کشورهای پیشرفته. ما به طور سیستماتیک آثار منفی سبک زندگییمان را به کشورها و مردم مناطق دیگر جهان منتقل می کنیم. و همه ما نقش خودمان را در این عمل انکار می کنیم.
جامعه شناس مشهور اشتفان لسنیش Stephan Lessenich در تحقیقات خود به طورکاملا دقیق و به لحاظ سیاسی حساس، تحلیلی را در مورد وابستگی و روابط استثمارگرانه اقتصاد جهانی ارائه میدهد. برخلاف آن چیزی که تا به حال دوست داشتیم اعتقاد داشته باشیم، از بازار آزاد همگان منتفع نمی شوند. واقعیت اینست : وقتی یکی نفع می برد، دیگری بازنده است. و هر یک از ما نقش مسئولانه ای در این بازی حاصلجمع صفر داریم که در نتیجه بازندگان حالا بر درهای ما می کوبند. بر این اساس آنجور که لِسِنیش معتقد است، زندگی ما تغییر میکند چه ما بخواهیم و یا نخواهیم.