2019-01-14

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل سوم


در زمان امپریالیستی اروپا، به عنوان مثال کارگران محلی عملا در کاربرد استثمارگرانه سرمایه در مستعمرات خارج از اروپا ذینفع بودند. قدرتیابی سازمانهای سیاسی آنها در نیمه دوم قرن 19 تضمین کننده آن بود که شرایط کاری خودشان رابتوانند به مرور بهتر کنند - به قیمت نه تنها بازار کار حاشیه، که محافظت نمی شد، بلکه قبل از هرچیز به قیمت کار اجباری و مزد کم در اقتصادهای پیرامونی جهان، جایی که واقعیات اجتماعی «استثمار برهنه» تری را ایجاب میکرد.

برای ارتباطات نا برابر با مشخصه نامتقارن، موقعیتهای مختلف اجتماعی به بازی گرفته می شوند، چیزیکه بازیگران متقابلِ دخیل در معامله می پذیرند: یک طرف از ابتدا بیشتر بدست می آورد، قبل از هر چیز به خاطر منابع قدرتمند تری که نسبت به آن دیگری داراست. فرا تر از آن ولی، منبع عدم تقارن در جریان ادامه معاملات تشدید می شود، تا جایی که منافع همان طرف به طور سیستماتیک در یک طرف رابطه- و آنهم همواره طرف قدرتمند تر- انباشته گردد. این مولد و تعمیق کننده ساختار نابرابری، در طول زمان و در نهایت به وسیله دسته بندی های اجتماعی پشتیبانی می شود، این هربار از سوی بازیگران قوی تربه بازی گرفته می شود و - دقیقا به خاطر برتریِ داده شده و یا بدست آورده شده ی قدرت- به همین شکل می تواند اجرا شود. به طور معمول اینها تکمیل کننده دوجانبه هستند، که هردو موقعیتِ رابطه ی اجتماعی، بهم گره می خورند و تداوم بازتولید نابرابر ساختارسود را موجه نشان می دهند:همه آن دسته بندیهای متمایزی که، به عنوان مثال بین متمدن ها و وحشی ها، سفیدپوستها و سیاه پوستها، زرنگها و تنبلها، از فاتحان اسپانیایی در جنوب تا مهاجران اروپایی در شمال قاره آمریکا و تا همین آخر فرستادگان اتحادیه اروپا در یونان، همه نمونه هایی از تعاریف اجتماعی است که با آن خط مرزی بین سود بران و ضرر دیدگان یک رابطه اجتماعی کشیده می شود و از قبل شناخته شده هستند.


2019-01-11

اسیر یک پشه!

چگونه چنین چیزی ممکن است؟ باید خودتان گوش کنید و رمزآنرا دریابید. اهمیت آن در اینست که کشف آن در واقع کشف رمز رابطه متقابل سلطه و اسارت در تمام ساختارهای متکی بر قدرت است.
فایل صوتی را که اینجا شاهد می شوید داستانی کوتاه از فرناندو سورنتینو نویسنده آرژانتینی متولد 1942 است.
در وب سایت شخصی اش او از قول خوانندگان و منتقدینش نقل می کند که داستانهای او به دلیل تلفیق طنز و تخیل برجسته و متمایز است. او میگوید که من خواندن را به نوشتن ترحیح میدهم و خیلی نمی نویسم و کتابهایم زیاد نیست با این وجود داستانهایم به 25 زبان ترجمه شده تا کنون چند جایزه ادبی هم برده ام و رویهمرفته آدم نسبتاشادی هستم.


2019-01-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل دوم


ما در یک دنیای مرتبطِ بهم زندگی می کنیم، چه کوچک و چه بزرگ. ما در ارتباطات متنوعی با دیگران قرار داریم؛ گاهی تنگا تنگ تر و گاهی دورتر. این را که چگونه زندگی می کنیم و چه کسی هستیم، روابط اجتماعی تعیین می کند و بدون آن اصلا قابل تصور نیست. آنچه که انجام می دهیم، همیشه بر روی دیگران اثراتی دارد- همچنین هر کاری را که نمی کنیم، بعضی تاثیر مستقیم و بی واسطه دارد بعضی تاثیر غیر مستقیم و با واسطه و بعضی تاثیر کمتر قابل پیگیری. خلاصه کنیم: جامعه جهانی یک دنیای ارتباطات است با تاثیر گذاری متقابل بر هم دیگر. درک حقایق ابتدایی، و جدی گرفتن آنها در نظارت بر جامعه، بیان یک دیدگاه جامعه شناسانه است.

قدرت در ارتباط متقابل می باشد و در یک رابطه یک جانبه ایجاد نمی شود - که یکی قدرت دارد و دیگری ندارد-، بلکه مواضع متفاوت قدرت بایکدیگردر ارتباط متقابل هستند: اینکه یک نفر می خواهد بر روی دیگری اعمال قدرت کند، تا جایی وتا زمانی ممکن است که آن دیگری در مقابل، آن قدرت را «بپذیرد»، مشخصات رابطه قدرت به اشکال زیر پذیرفته می شود، با انتخاب آزادانه، به خاطر ضرورت و یا به صورت اجباری.

رشد رفاه و افزایش بدبختی دو پیشرفت متقابل هستند- ولی هردو به واقعیت سرمایه داری جهانی تعلق دارند. کسی که از لحاظ جامعه شناسی به جهان نگاه کند، می بیند که ساختارهای اجتماعی بافت رابطه ها است و پیشرفت اجتماعی پویایی رابطه ها است- یکی را بدون دیگری نمی توان درک کرد. جامعه شناسانه فکر کردن به این معناست که آن دیگری را نمی توان از فکر خارج کرد، همیشه باید به هردو و رابطه داخلی بینشان فکر کرد: بین قدرت یکی و ناتوانی دیگری، استفاده اینجا و خسارت آنجا، فرصت برای این و خطربرای یک جای دیگر، زندگی خودمان و زندگی دیگران.



2019-01-07

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل اول


"جامعه برونفکن" پدیده‌ای مربوط به قرن 21 نیست. برون فکنی به صورت اجتماعی دیر زمانی است عمل می کند،

شهری ها بیشتر در موقعیتی هستند که خودشان را نسبت به داخل متحد و خارج را منزوی کنند، فعالیت‌های تولید را بین خودشان هماهنگ کنند، سازمان بدهند و خودشان را بر ضد رقیبان خارجی محافظت کنند، علایق اقتصادی مشترکشان را به ثبت برسانند و فشار اقتصادی را بر منابع روستایی اطراف انتقال دهند، که در نتیجه پائین ترین قیمت ممکن را برای تولیدات کالاهای ضروری بپردازند. تثبیت این وضع و رشد تصاعدی این مزایا بعد از مدتی باعث می گردد که ساختاری به وجود بیاید که آنرا یک تعادل بی تعادلی می توان نامید. دینامیک رشد رفاه شهری دست در دست با رکود اقتصادی اجتماعی فضاهای روستایی پیش می رود.

نابرابری روابط اقتصادی تنها به خودی خود از مکانیسم بازار ناشی نمی شود، و به یقین هم به خودی خود پایدار نمی ماند. امکان اینکه روابط مبادله نابرابر را در ابعاد جهانی ایجاد و پابرجا نگهداشت، تاریخا به وسیله رشد مرکزیت مدیریت دولتی ممکن شده است، به خاطر تجاوز قدرتهای اروپایی به سرزمینهای ملتهای دیگر دنیا، و در آخر بکار گیری قدرت نظامی برای امنیت موقعیت دولتهای اروپایی -و رفاه ملتهایشان- در سیستم جهانی.

سرمایه داری نمی تواند از درون خودش، خودش را تغذیه کند. او از موجودیت یک «بیرون» زندگی می کند، که خودش را تغذیه می کند، او هر سوختی را مصرف می کند -چه مادی و چه غیر مادی- که راه اندازنده باشد و بدون آن سوخت آتش باصطلاح دائمیش می تواند ناگهان خاموش شود....



2019-01-04

انسان و زمین


انسان موجودی است که کمر به نابودی دنیای موجودات و کره زمین بسته است. رد پای مخرب انسان روی طبیعت و حیات وحش را به وضوح می توان دید. زمین سیاره محل تولد ما، اجداد و نیاکان ما و فرزندانمان می باشد و حیات شکل گرفته در آن بسیار ارزشمند است؛ این در حالی است که بشر تنها سعی در ادامه بقا به هر قیمتی و تخریب پیرامون و محیط زیست خود دارد.

می توان گفت به خاطر عملکرد نامناسب انسان ها همچون تخریب جنگل ها، سد سازی بی رویه، تخریب زیستگاه ها، که در نهایت باعث وقوع خشکی زمین خواهد شد، تهدیدی بسیار جدی است.

درختان و پوشش گیاهی با جذب دی اکسید کربن، زمین را از گرما و حرارت نجات می دهند و باعث کاهش حداکثری تغییرات اقلیمی می شوند. خشکسالی ها، افزایش آتش سوزی ها و حتی کیفیت آب آشامیدنی هم تاثیر گرفته از همین درختان و پوشش های گیاهی می باشد. در اینجا انیمیشنی را می بینید که تاریخ نقش انسان را به تصویر کشیده این انیمیشن از سایت stevecutts.com انتخاب شده است.