2019-02-28

ما همیشه از خوب ها هستیم




در نگاه اول شاید به نظر برسد که مطالب مطروحه در این مصاحبه مربوط به روابط آلمان واروپا با روسیه بر سر اوکراین است و ربطی به ما و مسائل و مشکلات ایران ندارد ولی با کمی تعمق می بینیم که اتفاقا آشنایی و بیان این مطالب برای ما که بعضا به غرب و رسانه های آن اعتماد زیاد داشته و گاهی با اعتماد کامل، رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را بر تعاریف و تفاسیر آنها بنا می کنیم، بسیار هم به جا و لازم است.
این نوشتار ترجمه مصاحبه ای است که با نویسنده اصلی کتابی تحت عنوان " ما همیشه از خوب ها هستیم" انجام شده( اینجا منظور از "ما" یعنی آلمانیها است). این کتاب در واقع تکمیل و تجدید چاپ کتاب دیگری است که در سال 2014 تحت عنوان " ما از خوب ها هستیم" از پر فروشهای سال در آلمان بود. در این کتابها نویسنده ها به نقد شیوه کار رسانه های مطرح و بزرگ غربی می پردازند و شیوه های ژورنالیستی آنها را با ارائه نمونه های روشن افشا می کنند. باید متوجه باشیم که این شیوه گزینش و بعضا جعل خبر به همراه "واژه سازی" که ژورنالیستهای غربی به کار می برند، رسانه های غربی را به ابزار بسیار قوی برای تسلط و پیشبرد علایق کشورهای مرکز بر علیه کشورهای پیرامونی و به ویژه آنهایی که کاملا و دربست در حوزه نفوذ آنها قرار ندارند، تبدیل کرده است.
نمونه هایی که در اینجا به مختصر اشاره ای بدانها می کنند را ما در طی همین سه دهه گذشته بارها و بارها شاهد بوده ایم، در بی ثبات سازی افغانستان و ایجاد جنگ داخلی و قومی در آنجا که هنوز هم ادامه دارد. بر علیه یوگسلاوی و تکه تکه کردن و بالکانیزه کردن آن. در جنگ علیه عراق و ویران کردن آن کشور. در راه اندازی جنگ لیبی و سپس جنگ و بسیج گروههای جهادی علیه سوریه. در ماجرای اکراین. و هم اکنون به صورت گاه خیلی شدید و گاهی با شدت کمتر علیه کشور خودمان. ضمن آنکه هم اکنون هم اینرا با شدت زیاد در ونزوئلا شاهد هستیم. در همه این بحرانهای ایجاد شده و درگیری هایی که به جود آمده، رسانه های بزرگ و مطرح، دوش به دوش کنسرنهای فراملیتی ومجتمع صنایع نظامی، زمینه ساز درگیری بوده و، بسته به علایق کشورهای مرکزی، جانب داری از یکی از طرفین درگیری را به عهده داشته اند.

این مصاحبه از سایت ناخ دنکن [1] انتخاب و ترجمه شده است به آدرس زیرقابل دسترس است:
www.nachdenkseiten.de/?p=49515
-------------------------------------------------------

از ابتدای اعتراضات در "میدان" در اوکراین، رسانه های غربی به شکل جهت داری، کمپین[2] روزنامه نگاری را بکار بردند

آیا فرق میکند که رسانه ها ازواژه " تروریستها Trroristen " و یا " شورشیان میانه رو moderaten Rebellen" استفاده کنند؟
آیا فرق میکند که روزنامه نگاران به جای واژه اپوزیسیون اوکرائینی از دشمنان طرفدار روس صحبت کنند؟ طبیعی است. کلماتی مانند اینها یک تصویری را در ذهن مخاطبین رسانه ایجاد میکند که افکار را در یک مسیر مشخصی مورد نفوذ قرارمی دهد. نویسنده و ژورنالیست ماتیاس بروکرز در مصاحبه با سایت ناخ دنکن نشان داد که مخاطبین رسانه ها در گزارشات مربوط به سوریه و روسیه با چه زبان دستکاری شده ای اطلاعات را دریافت کردند. مصاحبه کننده مارکوس کلوکنر.
—-----------------------------------------------------

اخیرا بروکرز کتاب پر فروش خودش که در سال 2014 منتشر شده بود را با تغییراتی تکمیل و بروز رسانده و مجدد منتشر کرد. در این کتاب باز هم او به همراه همکار نویسنده اش رفتار و عملکرد رسانه ها را در برخورد با روسیه به چالش کشیده است. مناسبت چاپ آن، آنطور که از این نویسنده سراغ داریم، برداشتی است که او از چگونگی ارائه گزارش در پنج سال گذشته در مورد روسیه داشته است.
------------------------------------------------------

کلوکنر: آقای بروکرز مشکل میان غرب و روسیه از آغاز بحران اوکراین تشدید شد. شما آنرا چگونه می بینید. رسانه ها در این میان چه نقشی را بازی میکنند؟

بروکرز: یکجانبه نگری غیر قابل علاج و غیر ژورنالیستی رسانه های بزرگ در این درگیری، انگیزه اصلی انتشار این کتاب بود. همه پرسی تابستان 2014 نشان داده بود که بیشتر از دو سوم مردم احساس می کردند که در مسئله اوکراین یک جانبه و یا خیلی بد اطلاع رسانی شده اند. و اینطور نبود که آنها به "فرستنده های دشمن " گوش کرده باشند و یا شرارت "عوامل روسی" را جذب کرده باشند، آنها خیلی بیشتر ARD و ZDF و به اصطلاح "رسانه های با کیفیت" خودمان را استفاده می کردند. این بی اعتمادی آنها در چهار چوب "هدایت جنگهای چند جانبه" از جانب کرملین نبود که ایجاد شده بود، آنها خیلی بیشتر فیلمهای سیاه و سفید غربی های خوب و روسهای بد را دیده بودند ؛ که از "تاگس شو Tagesschow" و "هویت ِ ژورنال heute Jurnal" به عنوان واقعیت به آنان ارائه شده بود، با یک ارائه درشت و هجوی از بیان وقایع، مداوم و بی قواره، که با این شعار "که ما خوب هستیم" تدارک دیده شده بود، چیزی که کتاب ما به این شعار به خاطر تیتری که برای آن انتخاب کرده بودیم مدیون آن است و چون این روند در طی پنج سال گذشته متوقف نشده است، کتاب جدید ما حالا با تیتر "ما هنوز هم خوب هستیم" ارائه شده. در ضمن اینکه پوتین در همه چیز مقصر است. از پیروزی انتخاباتی دونالد ترامپ تا وضعیت هوا. چیزی که کمی قبل در بعضی ایالتهای آمریکا که دمای هوای خیلی پایینی را داشتند، راشل مدوز Rachel Meadows سخن گوی معروف وضعیت هوا در کانال MSNBC با این عبارت اظهار نظر کرد که " حالا شما تصور کنید که روسها می توانستند به شبکه برق رسانی ما دسترسی یابند!" با توجه به اینکه در ایالات متحده یک هیستری مبتنی بر رسانه حاکم است، که شدیدا دوران مک کارتی را به یاد می آورد، که در آن دوره زیر هر رختخوابی ترس از وجود یک کمونیست وجود داشت. و نزد ما هم اکنون خیلی بهتراز آن موقع نیست- اخیرا خانم مرکل در کنفرانس امنیتی در ارتباط با روسیه چنان تصوری را القا کرد که این اعتراضات دانش آموزان به تغییرات آب و هوایی گویا محصول "حنگهای همه جانبه" بوده است.

کلوکنر: اجازه بدهید که نقش رسانه ها را دقیق تر آنالیز کنیم. می رویم به ابتدای مشکل. چه چیزی آنزمان نظر شمارا جلب کرد؟

بروکرز:از ابتدا ی تظاهرات در میدان[ در شهر کیو در اوکراین] ، رسانه های غربی جانبدارانه وارد شدند و به جای ارائه گزارشات بی طرف و نوترال ، کمپین رسانه ای راه انداختند. با تغیرخشونت بار رژیم در کیو به طور کلی آنها شرایط جنگی را کلید زدند. به عنوان مثال تاگس شو آنموقع گزارش داد، که یگانهای روسی در شرق اکراین رژه رفته اند و به این منظور عکسها و فیلمهایی از ستونهای تانک را پخش کرد در حالی که چنین رژه ای اصلا برگزار نشده بود و این فیلمها و تصاویر را از آرشیو در آورده بودند و به نمایش گذاشته بودند. وقتی من در یک مصاحبه رادیویی از گنیفکه مدیر تاگس شو راجع به این تصاویر غلط سئوال کردم، او طفره رفت و گفت که این خطاها در شرایطی که تهیه گزارش با عجله انجام شود می تواند پیش بیاید. این به هیچ عنوان به شلختگی در کار مربوط نبود چونکه این چندین بار در روزهای متوالی و با تصاویر متفاوتی انجام شده بود. این امری سیستماتیک بود. و همین جانب گیری بعد ها در کاربرد نوع کلمات هم ادامه یافت، که این به عنوان "کلمه سازی" شناخته می شود و بعد ها همه جا هم کاربرد یافت.

کلوکنر: کلمه سازی چیست؟

بروکرز: به کار بردن واژه های مشخصی، که با آن طرفهای درگیری شناسانده می شوند. این یک تفاوتی را می گذارد که مثلا یک رئیس دولت آیا یک "رئیس جمهور " نامیده شود و یا یک "صاحب قدرت"، و یا طرف مقابل در گزارش نام "تروریستها" و یا "مبارزین آزادی" را بگیرند، نتیجه می شود که آیا یک "رژیم" منتخب سرنگون شده یا یک رژیم نا مشروع. با این واژه ها پیامهای نرم غیر مرئی منتقل می شود، که کمتر بردرک واقع بینی ، و بیشتر بر درک احساسی مردم استوارشده است. یک "تروریست" را هیچ کس به عنوان خوب ارزیابی نمی کند چیزی - مانند آنهایی که اخیرا در جنگ سوریه با تامین مالی عربستان سعودی جنگجویان مزد بگیر القاعده هستند- که چون در سمت ما می جنگند اکنون به "خوبها" تعلق دارند، هرچند که زمان کوتاهی قبل کاملا جزو بد ها بودند، واین سریع به یک واژه سازی نویی نیاز دارد. در این مورد اینها نام " مبارزین میانه رو" را گرفتند.

کلوکنر: به رسانه ها در درگیری اکراین هم یک واژه سازی مشخصی خدمت کرد؟

بروکرز: بله به عنوان مثال طرفداران رئیس جمهور سرنگون شده "یانو کویچ" در ظرف یک شب نام "جدایی طلبان طرفدار روسیه" را گرفتند. در حالی که آنها هم مثل طرفداران برپایی خشونت آمیز رژیم موقت، مردان و زنان اکرایینی بودند که در ابتدا فقط یک بخش کوچکی از آنها خواستار جدایی از اکراین بودند، ولی با واژه سازی همه آنها شدند طرفدار روسیه. و متقابلا شبه نظامیان فاشیست مربوط به " جبهه راست" به سرعت " گارد ملی" نام گرفتند و به عنوان ارتش کیو بر ضد شهروندان خودشان در شرق وارد عمل شدند، اینها را فرستاده ویژه تاگس شو بی مهابا به عنوان "رژیم" واژه سازی کرد و صحبت از "عملیات ضد" ترور کرد. اینچنین اپوزیسیون اکراین به دشمنان "طرفدار روسیه" و "تروریستهای" خطرناک تبدیل شدند وآنهم تنها با واژه هاباعث شد که همه یک سرزمین به بدها افزوده شوند. این یک جریان کلاسیک تولید تصویر دشمنانه است، یک متد ثابت از صدها سال پیش مربوط به ایجاد ترس توسط کلیسا، که در عصر رادیو و تلویزیون و اخبار 24 ساعته یک بعد تازه ای پیدا کرده است. یک واژه وقتی یک یا دوبار تکرار شود اثری ندارد . ولی در یک مدار تکرار مکرر از اخبار در هر ساعت و هر روز و هر هفته، این واژه نفوذ می کند و سخت در مغز و ذهن می نشیند . واینچنین است که کمی بعد ARD می تواند آگاهانه فرار هزاران انسان از شرق اکراین ،شهر اسلاوجانسک، را که با حمله شدید هوایی و رگبار مواجه بودند، را به عنوان اخراج جدایی طلبان طرفدار روسیه به حساب آورد و اعلام کند. چیزی که همزمان شبیه این واقعه در سوریه به عنوان جنایت جنگی شدید از جانب اسد در سراسر دنیا اعلان و به ثبت رسید ، به مدد همین واژه سازی است که در اکراین این عمل واژگونه، وبه عنوان یک موفقیت حاکمیت اولیگارش رژیم پروشنکو ثبت شد.

کلوکنر: در سردبیری روزنامه ها، روزنامه نگاران باتجربه ای نشسته اند. سردبیران باید بدانند که چه فرقی وجود دارد که آیا در یک درگیری از "مبارزان راه آزادی"، "جدایی طلبان" و یا "تروریستها" صحبت می شود. نظر شما چیست، چرا واژه سازی این چنین ناقص است آنچنان که اجرا می شود؟

بروکرز: کارل برناشتاین بعد از کشف واترگیت در دهه 1970 با تحقیق به این نتیجه رسید، که یکصد ژورنالیست در تمام رسانه های بزرگ آمریکا با سازمانهای مخفی ارتباط دارند و مطمئنا تا به حال کمتر نشده اند، همچنین نزد ما هم غیر از این نیست. این طبیعتا برای رسانه های بزرگ موضوع نیست ولی وقتی که یک برنامه طنز مانند "دیوانه خانه [3]" یکبار یک کمی نور بر روی اینچنین ارتباطاتی می اندازد، این به عنوان ژورنالیستهایی که لابی های در خفا را رنجانده اند به حساب می آید و به دادگاه می روند.
بخش بزرگی از خبرها از تلکس خبری آژانسهای بزرگ و پر نفوذ می آید و بعد توسط رسانه ها روی آن کار و بعد انتشار می یابند، این آژانسهای خبری به کنسرنهای خصوصی تعلق دارند. و قواعد بیان ، واژه سازی در خصوص این موضوعات قاعدتان از بالا ارائه می شود. وقتی DPA (آژانس نشریات آلمان www.dpa.com) و یا AP(که در نیویورک است Associated Press) از" جنگجویان میانه رو" صحبت می کند و همچنین مسئول یک بخش هم ...
- ... بعد؟
- تحریریه کوچک با این نشانه ها درک نخواهد کرد که این نمونه با تمام علائمش مربوط به " تروریستهای اسلامی است. این به فاکت مربوط نیست، این به روایت مربوط است. این به چهارچوبه مربوط است - تا یک واژه ای را از درون تبلیغات به کار ببرند- "چهار چوب بندی". و برای کشو های - "خوب " و یا "بد"- این واژه سازی است که تعیین کننده است. مهم اینست که با دستور کار مناسبت داشته باشد فاکت داشتن بعد کلا در مرحله دوم اهمیت قرار میگیرد. همچنان که افتضاح اخیر اشپیگل در مورد رلوتیوس [4]مجددا خیلی خوب آنرا نشان داد. و در مورد اوکراین هم این رسانه ها مشخصا یک طرف جنگ بودند و پروپاکاندا راه انداختند- البته برای دموکراسی و حفظ این ارزش که : ما همیشه خوب هستیم! و همچنین "بد " را هم ما تعیین می کنیم و اینکه تصویر دشمن را هم ما می سازیم.

کلوکنر: این به تصویر سازی از دشمن مربوط است؟ چرا رسانه ها می خواهند تصویر دشمن بسازند ؟

بروکرز: شما از پنج سال قبل به تیترهای از اشپیگل تا بیلد در مورد روسیه نگاه کنید و یا وحشت عمو کلاوز کلبر [5]در ZDF را وقتی که رئیس زیمنس در مسکو با شخص شریر -پوتین! - صحبت داشت. و یا کل داستان مربوط به "هکرهای روسیه"، اینکه ایمیل های هیلاری کلینتون را دزدیدند که انتخابات را دستکاری کنند و ترامپ را به عنوان "عروسک پوتین " نصب کردند. تمام شماره گیتهای روسی پر از عجایب است:علیه 13 روس شکایت شدکه در مبارزات انتخاباتی تبلیغات فیس بوکی کرده بودندو یک بنگاه زنجیره ای غداخوری روسی هزینه آنرا پرداخته بود. این -در صندوق خیمه شب بازی آسبورگ تحت عنوان پوتین آشپز و 13 شکار اجرا نشد- بلکه به عنوان سر تیتر اخبار آنهم بعد از دوسال تحقیق و بررسی ویژه اظهار شد. روزنامه نیویورک تایمز خلاصه روسی گیت را در یک مقاله محتوی 10000 کلمه ای خود گردآورد و در پاراگراف ماقبل آخرش یواشکی نوشت که تا به حال هیچ مدرکی دال براین موضوع و یا هر گونه نقل و انتقال پول بین پوتین و ترامپ بدست نیامده است. همچنین تا کنون هیچ مدرکی که چه کسی و چگونه اسکریپال، جاسوس دوگانه و دخترش را مسموم کرده است وجود ندارد، با وجودیکه اشپیگل در ماه مارس تیتر زد که "پیام مرگ از مسکو". ما در چاپ جدید این کتاب دو بخش "روسی گیت" و "نویتشوک [6]" را افزوده ایم، چونکه اینجا باز یک جانبه نگری رسانه ها را به صورت مشخصی آشکار ساخت.
مسئله ارائه فاکت مطرح نیست مسئله غالب کردن یک روایت است، داستان مربوط به تصویر سازی تهاجم روسیه و بد جنسی پوتین است.
مسئه اینکه چرا این انجام می شود، با یک نگاه به بودجه نظامی می توان جواب را به دست آورد. از کاربرد فجیع به اصطلاح "جنگ با ترور"به اندازه کافی سرمایه بدست نیامد، این به یک دشمن بزرگ نیاز دارد، که جیب مجموعه صنایع نظامی را پر پول کند، باید تجهیزات نظامی ارتقا یابد و این دیگر با تهدید به زور چند تا جهادگر اسلامی با کلاه عرقچین به سر و کلاشینکف بدست، کافی نیست. این نیاز به یک شدیدا " تهدید از بیرون" دارد. و وقتی چنین چیزی وجود ندارد - چونکه روسها اصلا معنی ندارد که به ما حمله کنند -باید آنرا خیال پردازی کنند.


------------------------------------------------ پاورقی ها

1- این سایت توسط یک تیم پنج نفره از متخصصین با سابقه سیاسی آلمان اداره می شود که در راس آن فردی به نام آلبرشت مولر است. آلبرشت مولر دارای دکترای علوم سیاسی و دکترای اقتصاد سیاسی است که سابقه چند دوره نمایندگی دربوندستاگ مجلس آلمان را دارد . او قبلا از فعالین حزب سوسیال دموکراسی آلمان بود ولی اکنون از منتقدین سر سخت این حزب می باشد.

آلبرشت مولر در زمان صدر اعظمی ویلی برانت مشاور اول او بوده و همچنین در دور اول صدر اعظمی هلموت اشمیت هم یکی از مشاوران رده بالای او بوده است.

او هنوز هم یکی از شخصیت های صاحب نظر سیاسی به حساب می آید. او به همراه چند تن دیگر در سال 2003 این سایت را به منظور روشنگری سیاسی به راه انداخت. محتوای آن همانطور که در تیتر این سایت عنوان شده یک وب سایت انتقادی به سیاستهای آلمان می باشد. و روزانه مراجعه کنندگان زیادی را به خود جذب می کند ویکی از وب سایتهای خلاف جریان غالب در آلمان می باشد.

2- کمپین به مجموعه تدابیری گفته میشود که با برنامه ریزی و هماهنگی برای آنکه در زمان کوتاهی برله و یا علیه یک واقعه ای تاثیر گذاری هرچه موثر تری را فراهم سازند، سازمان دهی می شود. کمپین روزنامه نگاری مهمترین عملکرد رسانه های بزرگ و مطرح دنیا در جهت تاثیر گذاری بر افکار عمومی و آماده سازی جامعه برای پذیرش، ویا تجهیز عمومی در برخورد به یک واقعه است که همواره و روز مره انجام می شود و به دنبال آن پروپاگاندا صورت میگیرد.

3- دیوانه خانه Die Anstalt برنامه کمدی سیاسی بسیار قوی است که از تلویزیون ZDF یعنی کانال دوم آلمان -معمولا هشت بار در سال - پخش می شود. در این برنامه که توسط یک تیم از کابارتیست های قوی تهیه و اجرا می شود، همواره مسائل اجتماعی بیشتر از آنچه معمول است ریشه یابی می گردد.

4- مورد رلوتیوس Claas Relotius : او یک ژورنالیست بسیار موفق در رده های بالای تحریریه اشپیگل بود که پلکان ترقی را به لطف "تیزهوشی !"که در تشخیص شرایط داشت به سرعت طی کرد به طوری که او در سال 2008 هنوز تازه دوره کار آموزی خود را در روزنامه تاگس سایتونگ انجام داد ه بود، بلا فاصله در مدرسه مدیای هامبورگ فوق لیسانس شد و سپس به عنوان روزنامه نگار آزاد مقالاتش در تمام نشریات معروف و صاحب نام از جمله فرانکفورتر آلگماینه فاینشنال تایمز آلمان، تاگس سایتونگ، ولت، زود دویچه سایتونگ، دی سایت و نشریات سویس مانند نوی زوریخر سایتونگ ، ولت وخه و بسیاری دیگر از نشریات "معتبر" با علاقه به چاپ می رسید. او سپس از سال 2017 به طور ثابت یکی از اعضای هیئت تحریریه اشپیگل شد و در دسامبر 2018 مشخص شد که تمام عمده رپرتاژهایی را که او از کشورهای دیگر در مورد بسیاری از درگیری ها و مناطق بحرانی تهیه می کرده تحت عنوان اینکه اینها مشاهدات شخصی خودش در مکان است اساسا جعلی و سراپا دروغ بوده و در آن زمان او اصلا در آن جا نبوده است. که این افتضاح ضربه جانانه ای نه تنها به پیکر اشپیگل بلکه بر کل رسانه های "معتبر" وارد ساخت.

5- کلاوز کلبر Claus Kleber یکی از مجریان مشهور تلویزیونی در آلمان است او مجری برنامه خبری هویته ژورنال ZDF کانال دو آلمان است. کلاوزکلبر همان کسی است که در زمان احمدی نژاد هم سفری به ایران داشت تا با احمدی نژاد مصاحبه کند. اواز اعضای آنتلانتیک بروکه است(نهاد هماهنگ کننده گرایشات سیاسی بین آلمان و آمریکا) که همین امر انتقاد بسیاری را در عدم بی طرفی سیاسی او به همراه داشته است. در اظهار نظرات و تهیه گزارشها او به شدت جبهه گیری دارد به طوری که یک بار هم با گزارش انجمن نظارت بر بی طرفی رسانه های غیر خصوصی، رسانه های خبری مورد توبیخ قرار گرفتند. در اوایل بحران روابط بین آلمان و روسیه بر سر اکراین به واسطه تحریم اقتصادی بسیاری از صنایع آلمان به ویژه زیمنس قراردادهای برزگی با روسیه برای ساخت توربین داشتند آنها به واسطه تحریم متضرر شده و معترض دولت بودند به همین دلیل رئیس زیمنس سفری به روسیه داشت و هنگام بازگشت کلاوز کلبر مصاحبه ای را با او انجام داد که در این محاصبه کلاوز کلبر بسیار هیستریک وعصبی با رئیس زیمنس رفتار کرد که غیر معمول بوده و حساسیت اورا آشکار ساخت. اینجا اشاره به همین جریان دارد.

6- نویتشوک Nowitschok سمی است که اعلام شد در ماجرای مسموم شدن جاسوس دوگانه روس در انگلیس به نام اسکریپال و دخترش، از این سم استفاده شده و جار و جنجال رسانه ای بسیار عظیمی را رسانه های غربی بر پا کردند که به قطع ارتباط دیپلماتیک بسیاری از کشورهای غربی با روسیه انجامید ولی تا کنون هیچ مدرکی دال بر دست داشتن روسیه در این عمل بدست نیامده و روسها هم متقابلا اعلام می کنند که این اقدام به قتل توسط MI6 انگلیس برای فضا سازی جهت ایجاد تحریمها ی بیشتر به کار گرفته شده است.

انتشار مطلب فوق فقط با ذکر نام ماخذ مجاز است.