2019-05-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل چهارم



حق شهروندی و دمکراسی گاز کربنیک
کشتی بخار پر است

جامعه مدرن دموکرات بر اساس مارشال اینگونه متمایز می شود که برای اعضایش -شهروندانش- یک مجموعه جامعی از حقوق را تضمین کند، از آزادی عقیده و معاهده برای حق تجمع و رای دادن تا حق داشتن آموزش، سلامتی و امنیت اجتماعی.
چیزی را که مارشال قطعا دید، ولی در تحلیلش به طور سیستماتیک پیگیری نکرد، آن سمت دیگر سکه بود: ورود به وضعیت شهروندی واعطای حقوقی اش منتهی می شود به ضرورت محرومیت غیر شهروندان که در خارج محدوده اعتباری شهروندی قرار دارند.
« قایق پر است»: همیشه این ترس جایگزین شده که «توان دریافت قایق نجاتی به نام تعلق شهروندی» محدود است، حق نسبی جای داشتن در آفتاب، حتی در یک جامعه سرمایه داری دموکراتیزه شده، یک کالای کم یاب است، در نبض سیاسی، به محض آنکه فرد خودش بر روی کشتی دولت رفاه وارد شد، نردبان ورود به حق را پشت سر خود بالا می کشد. در تاریخ حق شهروندی بخاطر ترس از تعداد زیاد، از انبوه کسانی که مدعی حق هستند، همواره فراخوان درخواست بستن راه ورود داده شده است: کسی که یک بار «آن داخل» بوده، میخواهد که این برای خودش بماند؛ کسی که مشمولیت عنوان شهروندی را نهایتا بدست آورد، می خواهد این انحصار را بهر حال حفظ کند.


2019-04-13

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل سوم



در سال 2010 به این گونه بود که شهروندان ایرلند آزادی ویزا به 95 کشور جهان، دانمارکی‌ها و سوئدی‌ها به 94 کشور داشتند و برای آلمانی‌ها همچنین به 93 کشورآزادی سفر بدون ویزا وجود داشت. درحالی که شهروندان ایران بدون مشکل فقط به 6 کشور، پاکستان به 4 کشور، عراق و سومالی و افغانستان هر کدام فقط به دوکشور دیگر می توانستند سفر کنند.

در حالی که ما فرزندان رفاه اجازه داریم به دنیای خارج برویم، دنیای «آن خارج» نباید به سوی ما به داخل بیایند، حداقل در شکل یک انسان که از خون و گوشت ساخته شده. با قرض گرفتن واژه ای از زیست شناسی و فیزیک می توان طرح قواعد تردد از مرکز جامعه جهانی در سرمایه داری گلوبال را به عنوان «غشاء نیمه تراوا» نشان داد - همانند عملکرد دیواره سلول ها - سیاست ویزای حاکم بر عبور و مرور مرزی در یک جهت اجازه عبور می دهد، و در جهت دیگر آن را مسدود میکند. ولی مرزهای جوامع برون فکن به طرف بیرون، و نه به طرف درون، قابل عبور است - به عبارت دیگر آنها چنان طراحی شده اند که هر چیز را که نمی خواهند نزد خود داشته باشند، می تواند به طور موثری از ورود محروم شود.



2019-04-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل دوم



وقتی از تردد مکانی صحبت میکنیم، یعنی ازمسافرت صحبت میکنیم. بر مبنای حکایتی از امانوئل کانت است که «سفر، میآموزد»، و شهروندان دنیای شمال - آنچنان که دیده می شود- بیش از حد تشنه آموختن هستند. از دهه ها قبل آلمان ها به عنوان «استاد مسافرت به دنیا» معروف هستند، در سال 2015 میزان پروازشان به خارج بی سابقه بود: میزان 81.6 میلیون نفر مسافر از فرودگاههای آلمان به سفرهای خارجی دورتر و یا نزدیکتر رفته اند و نسبت به سال قبل رشد زیادی داشته اند - در محاسبه به مفهوم آن است که تمام آلمان دراین سال یک بار به خارج رفته اند. از هر ده آلمانی فقط یکی هنوز پرواز نداشته است. مردها بیشتراز زنها رفته اند. سه چهارم مسافرتها به اتحادیه اروپا بوده است، همچنین 20 میلیون بار پرواز بین قاره ای در برنامه اشان بوده: در حدود 6 میلیون مورد به آمریکا رفته اند و کمی بعد از آن مقصد مسافرتشان شمال آفریقا و شرق و یا جنوب آسیا بوده است.

حال باید در اینجا کمی به اثرات زیست محیطی شناخته شده توسعه و رشد مداوم سفر بپردازیم- مثلا میزان عقلایی بودن پرواز فرا قاره ای برای کمک به نوزادان لاکپشت دریایی. بر اساس داده های سازمان توریسم جهانی وابسته به سازمان ملل (UNWTO) ورود توریست در سراسر جهان از 50 میلیون در سال 1950 به 684 میلیون در سال 2000 و با رشد افزاینده به 922 میلیون در سال 2008 افزایش یافته است.



2019-03-15

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل اول



این چنین که دیده می شود جهانی سازی یک واقعیت محض نیست، یک واقعیت انکارناپذیر نیست. این برای یکی واقعیت است و برای خیلی دیگران یک خیال است. جهانی سازی به یک معنی یک اعجوبه است، یک سرابی است که در عرض جغرافیایی ما از روابط اقتصادی و اجتماعی، مادی و فرهنگی جهانی، ایجاد و حاکمیت یافته. و صحبت دلچسبی که از فرصت جهانی سازی، از امکانات خلق شده توسط آن، از تاثیر سازنده اش و آثار آن در پیوند بین انسانها و ملتها می شود نه اینکه فقط گاهی ایدئولوژیکی است ، بلکه هر بار و همیشه وقتی که استدلال می شود، این فرصت و امکانات برای همه به یکسان معتبر است. زیرا که برعکس است: دنیای امکاناتی که جهانی سازی بدون شک باز کرده است، همزمان در مقابل بستن رسمی دیگر فضاهای ممکن قرار دارد. هر اندازه که بخواهد امکان فراهم کند به همان اندازه محدودیت ایجاد می کند، به همان اندازه که از یک طرف پیوند بزند به همان اندازه از طرف دیگر جدا می سازد.


2019-03-05

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل هشتم



«طرح یا فاجعه»- یا که دموکراسی؟

دموکراسی در ابعاد جهانی نه طرح است و نه فاجعه. برای بهره بران از جامعه برونفکن کمتر به مفهوم فاجعه است و خیلی بیشتر به مفهوم از دست دادن کنترل است- چیزی که برای کسانی که از صدها سال قبل اهرم بلندی در دست داشتند تحمل آن به اندازه کافی سخت است. برای همه آن دیگران اما این یک فرصت است که برای سیستم تبادل نابرابر بالاخره یک آخری فراهم گردد. تحول به وسیله دموکراسی: در «داخل» جامعه برونفکن این به این معناست، آنچنان که نویسنده و روزنامه نگار "کاترین هارتمن Kathrin Hartmann" می گوید، نه که بر قدرت مصرف وپیشرفت تکنولوژی تکیه کنیم، بلکه بر« جرات،همبستگی، اراده، یک فکر آزاد و اعتقاد راسخ به اینکه، ما همان هستیم که بتوانیم تغییرات را آن‌طور تحت تاثیر قرار دهیم که آرزوی ما است». در یک کلمه: یعنی برسیاست دموکراتیک. وحال به بیرون برگردیم، در چشم انداز جامعه جهانی، منظور از دموکراتیزه کردن قبل از هر چیز این است، آنچنانکه با بیان "میلو راو" به عنوان «رآلیسم گلوبال» نشان داده شد: دیدن این واقعیت، که برونفکنی ابدی در حال حاضر به آنچنان حدی رسیده، که فقط با خشونت آشکاراست که امکان می یابد باز هم از آن فراتر رفت - و فقط با کمک راه حل ایدِئولوژیکی یک« انساندوستی آزمند» قابل چشم پوشی است.


2019-02-22

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل هفتم



این سرمایه داری است، ساده لوح:
اینجا سئوال این‌ است، می‌خواهی بدانی یانه؟

واکنش به مثال‌های قبلاً ذکر شده در باره تبادل نابرابر اجتماعی وزیست محیطی - سویا و روغن پالم، پنبه و شن، میگوو قهوه - مطمئناً می تواند این باشد: ما این‌را از خیلی قبل‌ها می دانستیم. همه را قبلاً شنیده ایم. در نشریات، رادیو و تلویزیون، در اینترنت و رسانه های اجتماعی.

پس همه این‌ها برایتان آشناست؟ جدید نیست که زیر نوریک منتقد عمومی باشد؟ ممکن است. البته اگر این چنین است، پس دقیقاً نشان دهنده چیزی می باشد، نشان دهنده اینکه در وهله اول، کمبود آگاهی از این که جامعه برونفکن این عمل روزمره را فراهم آورده، وجود ندارد بلکه - در یک بهم آمیختگی از راحت طلبی و دلزدگی ، بی خیالی و فشار، بی تفاوتی و ترس- یک نمی خواهم بدانم عمومی ایجاد شده است، و آن هم در کوچکترها وهم به خصوص در بزرگترها. ما دوست نداریم بدانیم که زندگی با پای بزرگ چه چیزهایی را به همراه دارد. برای آن چه خدماتی باید انجام شود. برای آن کجا کار شده و چه کسی برای آن هزینه پرداخته است. واما قبل از هر چیز نمی خواهیم واقعاً به طور پایه ای در مورد آن بشنویم، نمی خواهیم مسئله سیستم را طرح کنیم. «مسئله سیستم»، این بهر شکل بیانگر تحول عظیم، تلاش زیاد و ترس از خود است، این صدای یک چرخش، یک تلاشی سخت و جنون انجام کارهای بزرگ است.


2019-02-18

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل ششم



زندگی امپراطوری:
آیا در کجی، یک زندگی راستین وجود دارد؟

اگر همه می خواستند برونفکنی کنند، بعد هیچ کس دیگر نمی توانست آنرا انجام دهد. اکثریت بسیار بزرگی که شرایط زندگی آنها زیرسلطه امپراطوری قرار دارد، متاسفانه باید بیرون بمانند، عشق همه حاکمیت‌ها به تغییر زندگی با موفقیت همیشگی، بر اساس این فرآیند برپا می شود و سقوط میکند.

به هیچ عنوان صحبت از صرف‌نظر کردن از مصرف شخصی نیست، کاملاً برعکس، و امکانات هم برای آن بسیار است. شبیه آنکه ما در ابتدای این کتاب دیدیم، به وسیله نوشیدن روزانه قهوه. تا قبل از تغییر هزاره، چیزی که امروزه دیگر قابل صرف‌نظر کردن نیست، هنوز عملاً ناشناخته بود ، "کافی تو گو caffee to go " چیزی که از آن موقع باسرعت سرسام آوری رشد و به طورسراسری و توسط همه اقشار به کار گرفته می شود. همراه بردن قهوه همیشه به معنای دور انداخت آن است "کافی تو دراو" که هر روز در حدو 7،6 میلیون لیوان مقوایی قهوه [فقط]در آلمان راهی سطل آشغال می شود، یعنی هر ساعت 320000 عدد- تمام 24 ساعت شبانه روز و هر هفت روز هفته....این کاملاً آسان و برای هرفرد ممکن است، به شکل دیگری بنوشد و به شیوه دیگری بخورد، آگاهانه تر بخرد و با توجه به تأثیرش به محیط زیست مصرف کند.

اینجا نباید چنین تصور شود که گویا در جوامع برونفکن هیچ خود آگاهی زیست محیطی وجود ندارد، هیچ تفکر عدالت خواه، هیچ انسانی که درابتد فکر کند و بعد عمل کند نیست، هیچ جنبش مخالفی بر ضد نابرابری تبادل اقتصادی و زیستی نیست. به هیچ وجه اینطور نیست. همه این‌ها وجود دارند...حتی، غیر قابل باور است، نهادهایی متعلق به سرمایه گذاران برای حفاظت از آلودگی هوا وجود دارد ( ای ای جی سی سیIIGCC) یک گروه متشکل از 120 صندوق خصوصی بیمه بازنشستگی و دیگر سرمایه گذاران بزرگ، ازجمله موسسات صحیح اخلاقی!!(باور نکنید طنز می گویم) مثل کنسرن بیمه آکسا Axa و صندوق سرمایه گذاری آمریکایی بلاک راک US-Hedgefonds Black Rock، به هم پیوسته اند که در نجات شرایط جوی جلودارهمه باشند. ولی ما گول نمی خوریم: همه این‌ها - یا لااقل خیلی از این‌ها - خوب و مهم هستند. ولی مسلما مشکل حل نمی شود.


2019-02-14

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل پنجم



دنیا در کاپیتالوسن: مقروض بودن اکولوژیکی
کشورهای شمالی دنیا

همانگونه که دراصل زمین شناسی - همچنین درمسئله طبقه بندی تاریخی، همیشه تمایل وجود داشته: در قرن 21، نقش تغییردهنده گی ساختاری انسان بر جهان به طور منطقی دیگریک واقعیت اجتماعی انکار ناپذیر شده است. و بعضی صحبت از این می کنند که، عصر دگرگونی زمین به بوسیله انسان با عصر حاکمیت انباشت سرمایه همزمان شده است. دگرگونی سرمایه که امروزه شاهدش هستیم، یک دگرگونی ناشی از نیروی محرکه ی سرمایه است.ناشی از منطق بکارگیری سرمایه و سودآوری سرمایه، از سرمایه گذاری وبازگشت مجدد سرمایه، از رشد و گسترش، از اقتصاد بر مبنای رشد مداوم شالوده آن.

چیزی که این بدهی اکولوژیکی را برای مردمان جنوبی دنیا به خصوص سنگین می کند- و هریک از شمال دنیا را به ویژه سبک می کند - ، واقعیتی است که اغلب در طول زمان نامرعی می ماند. کسی انتظار ندارد که ازیک «فاجعه» ، مثل فاجعه ی به تصویر آمده در ابتدای این کتاب در مورد جریان رود خانه سمی در ریودوسه، چیز خوبی عاید شود- تنها «وجه مثبت» آن قبل از همه در این است که،آنها وقوع پذیری آنرا حد اقل برای یک لحظه کوتاه در توجهات اقتصادیشان در رسانه ها منعکس کنند. قبل از هر چیز این امکان را فراهم کنند که این تصاویر متاثرکننده حداقل لحظه ای در وجدان آگاه اجتماعی در دوردست ها از محل حادثه در دنیای رفاه شمالی تاثیر گذارد


2019-02-11

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل چهارم




کثیف ها، تمیز اطلاق می شوند
تناقض محیط زیست جهانی

در واقع پُر درآمدترین کشورهای دنیا، بزرگترین رد پای محیط زیستی را به جای می گذارند: از سالهای 1960 طبق محاسبات به طور ثابت این برای آنها بالای 5 «هکتار زمین جهانی» globalen Hektar) gha) به ازای هر فرد می باشد - و این خیلی زیاد است یعنی تا سه برابر ظرفیت زیستی کنونی زمین است. ظرفیت زیستی زمین در پنج قرن اخیر از سه gha[هکتارجهانی] به 1،7 gha برای هر فرد کاهش یافته است. در حالی که رد پای کشورهای فقیردر این مدت عملاً تغییری نکرده و همچنان به میزان یک هکتار ( gha)برای هر فرد می باشد،

و در عین حال ولی شهروندان جوامع مصرف گرا که در بالای منحنی نیازمندی به منابع قرار دارند، میتوانند خوشحال باشند که نسبت به فقیترین کشورهای جهان که در مصرف - اجباراً - به طورنابرابر قانع هستند، به طور واضحی از خسارات زیست محیطی کمتری برخوردارند. رودهای تمیز نزد آنهایی که با پاهای بزرگ زندگی می کنند – فاضلاب‌های بوگندی در آنجا که هیچ چیزی ندارند: این امررا تبادل اکولوژیکی نابرابر در ابعاد جهانی ممکن می سازد. قطع آسیب‌های محیط زیستی محلی در جوامع پیشرفته صنعتی گرچه نسبتاً خوب است ولی به تنهایی به هیچ عنوان برای نتیجه بخش بودن یک سیاست محیط زیستی به منظور رفع مشکلات حاصل از آن، کافی نیست. ومشکلات حاصل ازنتایج خسارات بزرگ محیط زیستی، قطعاً برای ما هم باقی می ماند،


2019-02-09

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل سوم


فرا تر از سویا:
از دفتر خاطرات جامعه برونفکن

روغن پالم در عرض جغرافیایی ما، قبل از همه چیز برای تولید مواد غذایی( مارگارین و روغن خوراکی)، همچنین لوازم آرایشی و سوخت استفاده می شود و درمناطق جنگل‌های بارانزای زمین کاشت می شود. اندونزی به همراه مالزی بزرگترین تولید کنندگان روغن پالم در جهان هستند: چهار پنجم نیاز دنیا را این دو کشور پوشش میدهند، که سطح زیر کشت را در بیست سال گذشته 14 برابر کرده اند. این رفع نیاز به وسیله جنگل ‌زدایی به کمک آتش - که فقط در اندونزی میان سالهای 1990 تا 2010 برابر 26 میلیون هکتار جنگل قربانی شدند- مقدار غیر قابل اندازه ای گاز کربنیک تولید شد، هم برای آزاد کردن زمین‌هایی که در حاشیه آب خشک کرده اند وهم برای آتش زدن جنگل‌ها

در سال 2012 بیش از سه میلیون تن واردات نساجی از آسیا به اتحادیه اروپا اعلام شده است. دیگر صادر کنندگان در مقابل این حجم رنگ می بازند - کشورهای اروپای شرقی خارج از اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی که [سهم‌شان] فقط 34 هزار تن می باشد. همچنین از مقداردستمزد پرداختی در صنایع پوشاک هند رنگ انسان می پرد، اما نه از حسادت: میانگین دستمزد معمول در این رشته در سال 2011 مطابق با 23درصد حداقل هزینه زندگی در هند بود، در واقع این فقط سه درصد بیشتر از ده سال قبل است، ولی نسبت به بنگلادش که همین دستمزد به طور مدام فقط 14 درصد سطح دستمزدهاست ( در حالی که میزان حوادث و یا خطر مرگ نسبت به هند مشخصاً بالا تر است) این دستمزد می تواند خیلی هم سخاوتمندانه باشد.

ما مرورسریع در چرخه مواد در جوامع برونفکن را پایان می دهیم. با اینکه طبیعتاً هنوز حداقل این سئوال باقی می ماند که در نهایت زباله های مواد مصرفی دنیای شمال کجا می ماند. غالبا در دنیای شمال نمی ماند. به عنوان مثال فقط در سال 2011آمریکا مقدار 300000 تن قراضه محصولات الکترونیکی را به آسیا و بیشتر از 100000 تن از طریق مرز همیشه بسته و زیرکنترل که به سختی برای افراد به طرف آمریکا قابل عبور است، به مکزیک صادر کرده است. و از همه بیشتر مناطق متروپل آفریقا، از هر جهت برای صادرات زباله از آن‌سوی اقیانوس اطلس محبوب است- معادن کمیاب وارد و پس مانده های بدرد نخور آن خارج می شود- این به معنی محدوده واردات و صادرات جوامع برونفکن است.