2019-06-17

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل دوم



میدان جنگ سرمایه داری گلوبال

برخلاف چیزی که مثل همیشه نئولیبرالیسم اقتصادی می خواهد به ما و دیگران توضیح دهد: باروری تولید یک چیز عجیبی نیست، پیشرفت هم همه جایی نیست، کاهش شانس زندگی در کشورهای پیرامونی سرمایه داری رفاه هم یک پدیده اتفاقی نیست. شگفت انگیز و به طرز حیرت انگیزی همواره رشد اقتصاد محلی به طور قطع با استثمار سیستماتیک ذخایر مواد وبه کار گیری نیروی کار -از انسان و طبیعت- در طرف دیگر دنیا همراه است. بازده رفاه ، از دهه های زیادی، اگر نگوییم صده ها، ازبطن این ساختار نابرابر ممکن گردیده، این برای بخش وسیعی از جوامع «پیشرفته» -یعنی ما- خوشایند بوده و نابرابری اجتماعی گلوبال را همواره تحکیم کرده است. پیشرفت، خودش را بر شانه های کسانی قرار داده که پیشرفت ما را ممکن گردانده اند -در حالی که خودشان عقب مانده اند. با تلاش، گامهای بزرگی به جلو بر میداریم، بدون اینکه از خود بپرسیم، چگونه ما اینرا به رفاه خودمان تبدیل کردیم -و چرا این به ما و نه به دیگران اعطا شده است.

سرمایه داری رفاه غربی با نیروی حاصل از رشد اجباری داخلی، در سطح جهانی به یک منابع طبیعی و انسانی دست یافت که همواره بیشتر و همیشه جدیدتر می شد و هزینه های حاصل ازاین گسترش را به جهان بیرون از خود باز می گرداند. اینکه به این موفق شد و همواره از نو می تواند موفق شود، به خاطر موقعیت مسلطی است که در سیستم جهانی در یک قدرت سیاسی و اقتصادی به هم بافته، دارا است.


2019-06-05

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل اول



نابرابری! کدام نابرابری؟

«فاجعه به عنوان پدیده ای انتزاعی که در آن دوردورا قرار دارد نشان داده می شود»
میشائیل من،

نابرابری در سالهای اخیر دوباره به یک مضمون اجتماعی تبدیل شده است. این در تابستان 2013 با اثرعظیم "توماس پکیتی Thomas Pikettys" تحت عنوان سرمایه در قرن 21 آغاز شد که در آن اقتصاددان فرانسوی آهنین بودن قانون تکامل سرمایه داری مدرن را روشن کرده است. طبق نظر پکیتی، این اگربا دخالت سیاسی فعالانه درجهت مخالف کنترل نشود، بعد به ناچار خود خودش را بر اساس قواعد سرمایه داری تنظیم می کند: [یعنی] سود آوری سرمایه متمایل به بالا رفتن از مجموع نرخ رشد اقتصادی می شود. منافع ناشی از تملک سرمایه سپس به طور سیستماتیک محدوده توزیع درآمد را درهم می شکند، بدین معنا که رشد رفاه به طور نامناسبی به سوی رفاه مندان تا کنونی می رود، در حالی که خانوارهای با درآمد پائین نگاهی به شیوه توزیع درآمد دارند. واگذاشتن سرمایه داری به خودش و منطق منحصر به آن، به یک رشد مداوم نابرابری درآمد و ثروت می انجامد -یک گرایش، که پکیتی آنرا برای جوامع ثروتمند اروپا و آمریکای شمالی و بخصوص برای محدوده نئولیبرال ایجادشده در دهه 1970خیلی بادقت ترسیم کرد.


2019-05-31

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل ششم



پرده ها بالا: جامعه برونفکن، افشا شد؟

تغییرات جوی و مهاجرت پناهجویی به این دلیل به طور ویژه ای جوامع برونفکن را به چالش می گیرند و به این جهت امروزه مدافعین آن یک عکس العمل رشد یابنده ای را طلب میکنند، چونکه رشد هردو این [دومشکل] یک کیفیت جدید، یا دقیقتر بگوئیم یک مادیت جدید ارتباطی این جوامع با «بیرون» را در پشت سرخود دارد. این «قدرت طبیعت» است که از حالا ما با آن مواجه هستیم -و این چیزی است که نه می توان انکار کرد و نه با قدرت متقابل می توان جلوی آنرا گرفت.

همکاری بین گفتمانهای شبیه سازی شده از «بالا» و از «پائین» نشان می دهد که، دموکراسی کربنی و دموکراسی کنترل مرزی در قرن 21 همچنان عمل می کند. واین، بدون اینکه هردو طرف به لزوم این مکانیسم عملکردی آن یا اصلا نیروی محرک مرکزیش آگاه بوده باشند: ترس ، ترس جمعی از پایان «زندگی خوب» به هزینه دیگران است. مطمئنا کم نیستند علائق نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی که مستقیما از غارت طبیعت واز رنج ملتهای جهان منفعت می برند و از این رو با هدف عمدی بر روی تداوم تاریخ سرمایه داری به عنوان تاریخ برونفکنی کار می کنند. ولی بیشترین بازیگران «بالا» همچنین «پائین» از ناچاری بن بستهای شخصی شان، سهم بیشتر و یا کمتر بازیگری شان را در یک مدل اجتماعی غیر قابل توجیه باید از جانب خودشان توجیه کنند، گناه یک قرارداد اجتماعی شبیه سازی شده: یعنی خود خودشان را گمراه کنند - و بخواهند که گمراه شوند.


2019-05-24

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل پنجم



به عنوان زنجیره تولید ارزش از دست نمی رود؟
کار در برونفکنی

در گزارش مخصوصی که در نیمه سال 2015 انتشار یافت کمیساریای عالی امور پناهندگی و حقوق بشر در مجموع پنجاه و نه میلیون و پانصد هزار نفر را بر شمرده است که در سراسر جهان خانه و وطن خودشان را باید ترک می کردند تا از خشونت و جنگ و تعقیب و نقض حقوق بشر در امان باشند - مقداری که تا کنون سابقه نداشته است و بهرحال از جنگ جهانی قبل بی سابقه بوده است. هرکس فکر میکند که این بدبختی دنیا مستقیم به درِخانه ما اروپاییها آمده و به این وسیله تهدید و فشار برایمان ایجاد میکند، رسما از اعداد اطلاعی ندارد - به ویژه همه آنهایی که بدون ارائه مدرکی بیان می کنند که آلمان نمی تواند همه فراریان را قبول کند. که گویا همین الآن همه در صف ایستاده اند. بر اساس تعداد مطلق پناهندگان اسکان داده شده در نیمه دوم سال 2015، کشورهای پناهنده پذیر جهان همگی با اختلاف زیادی در خارج از اتحادیه اروپا قرار دارند، بیشتر آنها در فاصله امن زیادی: ترکیه، پاکستان، لبنان، ایران و مصر در صدر این لیست رده بندی قرار دارند، در ده جایگاه اول این لیست کشورهای آسیا و افریقا هستند


2019-05-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل چهارم



حق شهروندی و دمکراسی گاز کربنیک
کشتی بخار پر است

جامعه مدرن دموکرات بر اساس مارشال اینگونه متمایز می شود که برای اعضایش -شهروندانش- یک مجموعه جامعی از حقوق را تضمین کند، از آزادی عقیده و معاهده برای حق تجمع و رای دادن تا حق داشتن آموزش، سلامتی و امنیت اجتماعی.
چیزی را که مارشال قطعا دید، ولی در تحلیلش به طور سیستماتیک پیگیری نکرد، آن سمت دیگر سکه بود: ورود به وضعیت شهروندی واعطای حقوقی اش منتهی می شود به ضرورت محرومیت غیر شهروندان که در خارج محدوده اعتباری شهروندی قرار دارند.
« قایق پر است»: همیشه این ترس جایگزین شده که «توان دریافت قایق نجاتی به نام تعلق شهروندی» محدود است، حق نسبی جای داشتن در آفتاب، حتی در یک جامعه سرمایه داری دموکراتیزه شده، یک کالای کم یاب است، در نبض سیاسی، به محض آنکه فرد خودش بر روی کشتی دولت رفاه وارد شد، نردبان ورود به حق را پشت سر خود بالا می کشد. در تاریخ حق شهروندی بخاطر ترس از تعداد زیاد، از انبوه کسانی که مدعی حق هستند، همواره فراخوان درخواست بستن راه ورود داده شده است: کسی که یک بار «آن داخل» بوده، میخواهد که این برای خودش بماند؛ کسی که مشمولیت عنوان شهروندی را نهایتا بدست آورد، می خواهد این انحصار را بهر حال حفظ کند.