2019-06-28

چرا غلط‌‌‌‌‌نویسی فارسی در افغانستان تبدیل به هنجار شده؟



عزیز حکیمی
روزنامه‌نگار و نویسنده

اشتباهات دستور زبانی و املایی در ادبیات نوشتاری و گفتاری فارسی در بالاترین سطوح اداری و آکادمیک در افغانستان - از دفتر ریاست جمهوری و پارلمان و وزارتخانه‌ها گرفته تا نهادهای بین‌المللی و دانشگاه‌ها - بحثی تازه نیست، هرچند برای علاقه‌مندان به زبان فارسی در افغانستان به شدت نگران‌کننده است.

جامعه بین‌المللی پس از سقوط طالبان آموزش و معارف را به اشکال مختلف در اولویت خود قرار داد. امروز وجود میلیون‌ها دانش‌آموز دختر و پسر در افغانستان همواره به عنوان یکی از دستاوردهای بزرگ جامعه بین‌المللی تلقی می‌شود. اما مشکل بزرگی که بیشتر نهادهای بین‌المللی به آن توجه چندانی نکردند، نبود ظرفیت لازم برای بازسازی معارف افغانستان بود.

در بازسازی نظام معارف افغانستان پول فقط یکی از ابزارهای لازم بود؛ چرا که بازسازی یا اعمار یک مکتب بدون وجود معلمان خوب و با تجربه، صرفا باعث شده که نسل امروز دانش‌آموزان نیز با نارسایی‌های زیادی در فرایند یادگیری روبرو باشند.

در مواردی سرازیر شدن کمک‌های مالی به بخش معارف به رواج فساد در این بخش و اتلاف آن منابع منجر شده است. قضیه "مکتب‌های خیالی" - مکاتبی که وجود نداشت اما برای آن‌ها منابع مالی اختصاص داده می‌شد - فقط یکی از نمونه‌های فساد و فرصت‌طلبی در بخش معارف است که چند سال پیش خبرساز شد.


2019-06-26

«نولیبرالیسم» عامل تنهایی و انزواست، چیزیکه جامعه را متلاشی می‌کند



ترجمه: فروغ کتوئی‌زاده و علی کوچک پوریان

اپیدمی بیماری‌های روانی روح و جسم میلیون‌ها نفر را درهم می‌شکند. موعد آن رسیده که از خود بپرسیم «به کدامین سو شتابانیم و چرا؟»
آیا می‌توان اتهامی سنگین‌تر از شیوعِ همه‌‌گیر بیماری‌‌های روانی به یک سیستم نسبت داد؟ با این حال، طاعونِ اضطراب، استرس، افسردگی، فوبیای اجتماعی، اختلالات تغذیه، خودآزاری، و تنهایی و انزوا همه‌روزه مردم را در سراسر جهان به کام مرگ می‌کشاند. جدیدترین آمارِ فاجعه‌بار از سلامت روانی کودکان در انگلستان خبر از بحرانی جهانی می‌‌دهد.
دلایل ثانویه‌ی بسیاری برای این بحران وجود دارد، اما به زعمِ من، یک دلیل اصلی و بنیادی همه جا یکسان است: انسان‌ها، این پستاندارانِ فرااجتماعی که ساختارِ مغزشان بر مبنای واکنش به دیگر انسان‌ها طراحی و برنامه‌‌ریزی شده است به جداافتادگی و فصل دچارند. تغییراتِ اقتصادی و تکنولوژیک در این میان نقش مهمی بازی می‌‌کنند، اما ایدئولوژی هم به همین منوال عمل می‌کند. اگرچه سلامتی و تندرستی ما به شکل جدایی‌ناپذیری‌ به زندگی دیگران گره خورده است، دائما به ما گفته می‌‌شود که سعادت‌مان را در سودجوییِ رقابتی و فردگراییِ مفرط جستجو کنیم.


2019-06-17

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل دوم



میدان جنگ سرمایه داری گلوبال

برخلاف چیزی که مثل همیشه نئولیبرالیسم اقتصادی می خواهد به ما و دیگران توضیح دهد: باروری تولید یک چیز عجیبی نیست، پیشرفت هم همه جایی نیست، کاهش شانس زندگی در کشورهای پیرامونی سرمایه داری رفاه هم یک پدیده اتفاقی نیست. شگفت انگیز و به طرز حیرت انگیزی همواره رشد اقتصاد محلی به طور قطع با استثمار سیستماتیک ذخایر مواد وبه کار گیری نیروی کار -از انسان و طبیعت- در طرف دیگر دنیا همراه است. بازده رفاه ، از دهه های زیادی، اگر نگوییم صده ها، ازبطن این ساختار نابرابر ممکن گردیده، این برای بخش وسیعی از جوامع «پیشرفته» -یعنی ما- خوشایند بوده و نابرابری اجتماعی گلوبال را همواره تحکیم کرده است. پیشرفت، خودش را بر شانه های کسانی قرار داده که پیشرفت ما را ممکن گردانده اند -در حالی که خودشان عقب مانده اند. با تلاش، گامهای بزرگی به جلو بر میداریم، بدون اینکه از خود بپرسیم، چگونه ما اینرا به رفاه خودمان تبدیل کردیم -و چرا این به ما و نه به دیگران اعطا شده است.

سرمایه داری رفاه غربی با نیروی حاصل از رشد اجباری داخلی، در سطح جهانی به یک منابع طبیعی و انسانی دست یافت که همواره بیشتر و همیشه جدیدتر می شد و هزینه های حاصل ازاین گسترش را به جهان بیرون از خود باز می گرداند. اینکه به این موفق شد و همواره از نو می تواند موفق شود، به خاطر موقعیت مسلطی است که در سیستم جهانی در یک قدرت سیاسی و اقتصادی به هم بافته، دارا است.


2019-06-05

طوفان نوح در کنار ما - بخش پنج فصل اول



نابرابری! کدام نابرابری؟

«فاجعه به عنوان پدیده ای انتزاعی که در آن دوردورا قرار دارد نشان داده می شود»
میشائیل من،

نابرابری در سالهای اخیر دوباره به یک مضمون اجتماعی تبدیل شده است. این در تابستان 2013 با اثرعظیم "توماس پکیتی Thomas Pikettys" تحت عنوان سرمایه در قرن 21 آغاز شد که در آن اقتصاددان فرانسوی آهنین بودن قانون تکامل سرمایه داری مدرن را روشن کرده است. طبق نظر پکیتی، این اگربا دخالت سیاسی فعالانه درجهت مخالف کنترل نشود، بعد به ناچار خود خودش را بر اساس قواعد سرمایه داری تنظیم می کند: [یعنی] سود آوری سرمایه متمایل به بالا رفتن از مجموع نرخ رشد اقتصادی می شود. منافع ناشی از تملک سرمایه سپس به طور سیستماتیک محدوده توزیع درآمد را درهم می شکند، بدین معنا که رشد رفاه به طور نامناسبی به سوی رفاه مندان تا کنونی می رود، در حالی که خانوارهای با درآمد پائین نگاهی به شیوه توزیع درآمد دارند. واگذاشتن سرمایه داری به خودش و منطق منحصر به آن، به یک رشد مداوم نابرابری درآمد و ثروت می انجامد -یک گرایش، که پکیتی آنرا برای جوامع ثروتمند اروپا و آمریکای شمالی و بخصوص برای محدوده نئولیبرال ایجادشده در دهه 1970خیلی بادقت ترسیم کرد.


2019-05-31

طوفان نوح در کنار ما - بخش چهار فصل ششم



پرده ها بالا: جامعه برونفکن، افشا شد؟

تغییرات جوی و مهاجرت پناهجویی به این دلیل به طور ویژه ای جوامع برونفکن را به چالش می گیرند و به این جهت امروزه مدافعین آن یک عکس العمل رشد یابنده ای را طلب میکنند، چونکه رشد هردو این [دومشکل] یک کیفیت جدید، یا دقیقتر بگوئیم یک مادیت جدید ارتباطی این جوامع با «بیرون» را در پشت سرخود دارد. این «قدرت طبیعت» است که از حالا ما با آن مواجه هستیم -و این چیزی است که نه می توان انکار کرد و نه با قدرت متقابل می توان جلوی آنرا گرفت.

همکاری بین گفتمانهای شبیه سازی شده از «بالا» و از «پائین» نشان می دهد که، دموکراسی کربنی و دموکراسی کنترل مرزی در قرن 21 همچنان عمل می کند. واین، بدون اینکه هردو طرف به لزوم این مکانیسم عملکردی آن یا اصلا نیروی محرک مرکزیش آگاه بوده باشند: ترس ، ترس جمعی از پایان «زندگی خوب» به هزینه دیگران است. مطمئنا کم نیستند علائق نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی که مستقیما از غارت طبیعت واز رنج ملتهای جهان منفعت می برند و از این رو با هدف عمدی بر روی تداوم تاریخ سرمایه داری به عنوان تاریخ برونفکنی کار می کنند. ولی بیشترین بازیگران «بالا» همچنین «پائین» از ناچاری بن بستهای شخصی شان، سهم بیشتر و یا کمتر بازیگری شان را در یک مدل اجتماعی غیر قابل توجیه باید از جانب خودشان توجیه کنند، گناه یک قرارداد اجتماعی شبیه سازی شده: یعنی خود خودشان را گمراه کنند - و بخواهند که گمراه شوند.