2019-02-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل اول



اروپا زادگاه روشنگری است، سرزمین تفکر روشنگر؛ و فقط این میراث فرهنگی تا به امروز بخش اصلی هویت اروپایی است. از میراث عقلانیت تا اعتبار قانون، از تامین استقلال فردی تا آموزش انتقاد اجتماعی

راجع به دوگانگی مدرن روشنگری شده، تا به حال خیلی گفته و نوشته شده است. خط کلاسیک نقدی که، تحت عنوان «دیالکتیک روشنگری» و قبل از زمینه های تاریخی پیروزی ناسیونال سوسیالیسم ، توسط فیلسوفان اجتماعی چون "ماکس هورکهایمر" و "تئودور آدورنو" فورموله شد، عمدتاً خودش را بر تضاد ماندگار ایده روشنگری و انحراف ناشی ازآن در سرمایه داری صنعتی پیشرفته، متمرکز کرده بود... در مرکز دنیای غرب در نهایت علاِیق شخصی به جای اخلاق عقلانی قرار گرفته است، روشنگری به افسانه تبدیل شده و صنعت فرهنگ سازی به فریب مردم پرداخته.

اینکه «کشورهای عقب مانده» با کمک ما «بالاکشیده شوند» و در مسیر رشد دموکراسی سرمایه داری رفاه بتوانند رشد کنند، اینکه یک همترازی جهانی شرایط زندگی نه تنها آرزو، بلکه همچنین با ایجاد ترتیبات سازمانی مورد نیاز رشد در «کشورهای کم درآمد» امکان پذیر است، اینکه تعادل اکولوژیکی کره زمین به وسیله توسعه هوشمندانه و کم مصرف تر تکنولوژیها و گسترش آنها در سطح جهان جهت حفظ و یا تولید دوباره است: اینها همه غیر قابل باورند.



2019-02-01

یک هدیه آسمانی : چگونه دایملر بنز پولهای نازی را شستشو داد؟


رشد و شکوفایی اقتصادی آلمان غربی بعد از جنگ دوم جهانی همواره یکی از دلایلی است که طرفداران مصالحه و به قولی تسلیم به آمریکا آنرا ارائه می دهند وبه طورضمنی استدلال می کنند که حتی تسلیم به آمریکا هم لزوما به معنی ضدیت با منافع ملی نیست.

این گفته تا چه حد واقعی است و سازو کار آن و شرایط آن و چگونگی آن چیست؟ این را در فیلم مستند زیر می بینیم.

سازنده فیلم گابی وبر نام دارد دانش آموخته و دکترای افتخاری از دانشگاه آزاد برلین، از 1978 به عنوان روزنامه نگار حرفه ای ابتدا برای نشریه اشترن و از 1981 برای ARD (کانال یک آلمان ) کار کرد. از 1985 او به عنوان روزنامه نگار آزاد و فرستاده ویژه در آمریکای جنوبی مشغول بوده.

این فیلم به بررسی نقش لودویج ارهارد Ludwig Erhard و کمپانی دایملر بنز در تامین سرمایه های مورد نیاز برای باز سازی در آلمان پس ازجنگ می پردازد و منشا این سرمایه ها را پی گیری میکند.

دیدن فیلم و مطالعه مصاحبه گابی وبر به همراه ترجمه بخشهایی از فیلم شما را نه تنها با بخشهای کمتر شناخته شده تاریخ آلمان پس از جنگ آشنا می سازد بلکه، و به ویژه، چشم انداز واقعبینانه ای از ساختار موجود جهانی را جلو چشم می آورد.


2019-01-25

بررسی و نقد کتاب چرا ملتها شکست می خورند؟

دکتر سبحانی : عمده کتابهایی که در موردمباحثی مثل توسعه اقتصادی نوشته می شود از طرف اقتصاد دانهایی است که در کشورهای پیشرفته سرمایه داری و به اصطلاح توسعه یافته زندگی می کنند مقوله توسعه را برای کشورهای در حال توسعه دنبال می کنند و هدفگیری می کنند. به عبارت دیگر توسعه و توسعه یافتن مسئله کشورهای پیشرفته امروزی دنیا نیست عمدتا مسئله کشورهایی است که توسعه ندارند یا در حال توسعه هستند و برای این کسورهاست که دلمشغولی هایی و یا راه حلهایی توصیه می شود که رعایت کنند...
در صقحات بسیاری از این کتاب گفته است که آنهایی که نهادهای اقتصادی فراگیر ندارند حتما حاکمان سیاسی منافعی دارند که اون نهادهای اقبصادی را ایجاد نمی کنند که برای جاهای متفاوتی مثل شوروی مثل چین اسم برده که من فکر میکنم خیلی این حکم مطلق است ...
نویسندگان این کتاب همه آنچه را که در بریتانیا رخ داده و در اروپای دوسه قرن اخیر و در امریکای قرن بیستم به عنوان یک شابلنی گرفته اند که هرکس بدنیال پیشرفت هست باید این مسیر را برود یعنی نهادهایی را که مورد نظر است ملاک است و بهر نسبتی که نداشته باشد مورد انتقاد است ... نویسندگان محترم از کنار تفاوتها و فرهنگها و رد پای استعمار بر چهره کشورهای آسیایی آفریقایی در مواردی آمریکای جنوبی گذشته اند.

دکتر مصطفی مهر آئین: تز کلی کتاب سیاسی است و اقتصادی نیست برخلاف اینکه آقای عجم اوغلو اقتصاد دان است ولی تز کتاب سیاسی است.
این کتاب بر خلاف آن چیزی که جناب دکتر سبحانی فرمودند بسیار کتاب ضعیفی است و برای توده های مردم نوشته شده . من نمیدانم که چرا این کتابها تو ایران این همه دادو بیداد راه می اندازند فکر می کنیم خیلی کتاب مهمی است شاید به خاطر اینست که اصولا تو کشور کتابی خوانده نمی شود و الا کتابهای خیلی مهم تر از این تو این کشور نوشته می شود و به آنها بی اعتنایی صورت می گیرد اینها کتابهایی است که برای توده ها نوشته شده

دکتر جواد صالحی " آقای دکتر سبحانی به نقد نظرات عجم اوغلو پرداختند و آقای دکتر مهر آئین به نام عجم اوغلو ولی به کام فوکو حرکت کردند. من می خواهم تا حد امکان در چهار چوب روشی و نقد روشی کتاب حرکت کنم. داستان توسعه بهر حال داستان فقر و غنا است داستان توسعه و توسعه نیافتگی است داستان شمال و جنوب است داستان خروج از این وضعیت است طبیعتان چون پاسخها متفاوت است در خصوص اینکه موئلفه فرد جامعه و دولت کدام یکی از اینها اولویت پیدا میکند پاسخهایی است که نویسندگان سعی کرده اند ارائه دهند
ما در بحث تحلیل سیاسی سه نوع نظریه داریم یک نظریه ای بازتاب واقعیت باشد دوم نظریه ای که واقعیت را بسازد و سوم نظریه به عنوان یک ابزار سودمند برای معنی بخشی به داده هایی که باآنها مواجه هستیم آقای عجم اوغلو در دیدگاه خودش سعی میکنه که که نظریه خودش را به واقعیتهای جهانی و واقعیتهای پیرامونی تحمیل کند یا به عبارتی با اتکا به نظریه هایش می خواهد به واقعیتها معنی بدهد


2019-01-24

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل چهارم


از یک سو هزینه های اجتماعی و بارهای محیط زیستی شیوه زندگی جمعی خودی به جامعه (به اصطلاح) «بیرون» انتقال داده می شود، جایی که آن هزینه ها را دیگران متحمل می شوند. در یک عملِ غلبه ی مضاعفِ توام با حرکتِ برونفکنی، باعث می شودکه از طرفِ دیگر، فشار روحیِ یک معرفت عمومی درباره ی -ویا حداقل یک آگاهی از- فشاری که، بر انسانها و مناطق دیگر تحمیل می شود، از احساس جمعی جدا و در جایی خارج از درک اجتماعی منتقل گردد.

برای آنهایی که مورد چنین عمل برونسپاری مضاعف و یا مضاعف شده ای قرار می گیرند این به آن معنی است که تنها با شیوه شرایط کاری غیر انسانی و تخریب محیط زیست ناشی از تاثیرات جامعه برونفکن مواجه نیستند. آنها همچنین باید با روند منزوی شدن سمبلیک و تجربیات تحقیر هم کنار بیایند. مکانیسم تخلیه روانی تصویر شده، با عملی کردن انتقال مشکلات و برگرداندن تقصیر به گردن صدمه دیدگان همراه می شود، به طوری که مسئولیت صدمات به خود صدمه دیدگان بازتابش می شود

با این مثال منظورمان ایالت آزاد زاکسن نیست که بعد از پایان سوسیالیسم دولتی، موفق نشد که پلیس و دستگاه قضایی با عملکرد بی طرفی سیاسی، را برپا کند، و رسما در چنین موقعیتی هم نیست، که جسم و زندگی و شان انسانی را برای همه افراد ساکن در منطقه تحت نفوذش، حتی آنانی که شهروند نیستند را تحت محافظت در آورد.

با عواقب شیوه زندگی ما«بعد» ازما درگیر نمی شوند، بلکه اینجا و امروزدارند درگیر می شوند- «در کنار» ما. و اینگونه نیست که واپس راندن دانسته ها در این مورد به ما ورود نکرده است.


2019-01-14

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل سوم


در زمان امپریالیستی اروپا، به عنوان مثال کارگران محلی عملا در کاربرد استثمارگرانه سرمایه در مستعمرات خارج از اروپا ذینفع بودند. قدرتیابی سازمانهای سیاسی آنها در نیمه دوم قرن 19 تضمین کننده آن بود که شرایط کاری خودشان رابتوانند به مرور بهتر کنند - به قیمت نه تنها بازار کار حاشیه، که محافظت نمی شد، بلکه قبل از هرچیز به قیمت کار اجباری و مزد کم در اقتصادهای پیرامونی جهان، جایی که واقعیات اجتماعی «استثمار برهنه» تری را ایجاب میکرد.

برای ارتباطات نا برابر با مشخصه نامتقارن، موقعیتهای مختلف اجتماعی به بازی گرفته می شوند، چیزیکه بازیگران متقابلِ دخیل در معامله می پذیرند: یک طرف از ابتدا بیشتر بدست می آورد، قبل از هر چیز به خاطر منابع قدرتمند تری که نسبت به آن دیگری داراست. فرا تر از آن ولی، منبع عدم تقارن در جریان ادامه معاملات تشدید می شود، تا جایی که منافع همان طرف به طور سیستماتیک در یک طرف رابطه- و آنهم همواره طرف قدرتمند تر- انباشته گردد. این مولد و تعمیق کننده ساختار نابرابری، در طول زمان و در نهایت به وسیله دسته بندی های اجتماعی پشتیبانی می شود، این هربار از سوی بازیگران قوی تربه بازی گرفته می شود و - دقیقا به خاطر برتریِ داده شده و یا بدست آورده شده ی قدرت- به همین شکل می تواند اجرا شود. به طور معمول اینها تکمیل کننده دوجانبه هستند، که هردو موقعیتِ رابطه ی اجتماعی، بهم گره می خورند و تداوم بازتولید نابرابر ساختارسود را موجه نشان می دهند:همه آن دسته بندیهای متمایزی که، به عنوان مثال بین متمدن ها و وحشی ها، سفیدپوستها و سیاه پوستها، زرنگها و تنبلها، از فاتحان اسپانیایی در جنوب تا مهاجران اروپایی در شمال قاره آمریکا و تا همین آخر فرستادگان اتحادیه اروپا در یونان، همه نمونه هایی از تعاریف اجتماعی است که با آن خط مرزی بین سود بران و ضرر دیدگان یک رابطه اجتماعی کشیده می شود و از قبل شناخته شده هستند.


2019-01-11

اسیر یک پشه!

چگونه چنین چیزی ممکن است؟ باید خودتان گوش کنید و رمزآنرا دریابید. اهمیت آن در اینست که کشف آن در واقع کشف رمز رابطه متقابل سلطه و اسارت در تمام ساختارهای متکی بر قدرت است.
فایل صوتی را که اینجا شاهد می شوید داستانی کوتاه از فرناندو سورنتینو نویسنده آرژانتینی متولد 1942 است.
در وب سایت شخصی اش او از قول خوانندگان و منتقدینش نقل می کند که داستانهای او به دلیل تلفیق طنز و تخیل برجسته و متمایز است. او میگوید که من خواندن را به نوشتن ترحیح میدهم و خیلی نمی نویسم و کتابهایم زیاد نیست با این وجود داستانهایم به 25 زبان ترجمه شده تا کنون چند جایزه ادبی هم برده ام و رویهمرفته آدم نسبتاشادی هستم.


2019-01-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل دوم


ما در یک دنیای مرتبطِ بهم زندگی می کنیم، چه کوچک و چه بزرگ. ما در ارتباطات متنوعی با دیگران قرار داریم؛ گاهی تنگا تنگ تر و گاهی دورتر. این را که چگونه زندگی می کنیم و چه کسی هستیم، روابط اجتماعی تعیین می کند و بدون آن اصلا قابل تصور نیست. آنچه که انجام می دهیم، همیشه بر روی دیگران اثراتی دارد- همچنین هر کاری را که نمی کنیم، بعضی تاثیر مستقیم و بی واسطه دارد بعضی تاثیر غیر مستقیم و با واسطه و بعضی تاثیر کمتر قابل پیگیری. خلاصه کنیم: جامعه جهانی یک دنیای ارتباطات است با تاثیر گذاری متقابل بر هم دیگر. درک حقایق ابتدایی، و جدی گرفتن آنها در نظارت بر جامعه، بیان یک دیدگاه جامعه شناسانه است.

قدرت در ارتباط متقابل می باشد و در یک رابطه یک جانبه ایجاد نمی شود - که یکی قدرت دارد و دیگری ندارد-، بلکه مواضع متفاوت قدرت بایکدیگردر ارتباط متقابل هستند: اینکه یک نفر می خواهد بر روی دیگری اعمال قدرت کند، تا جایی وتا زمانی ممکن است که آن دیگری در مقابل، آن قدرت را «بپذیرد»، مشخصات رابطه قدرت به اشکال زیر پذیرفته می شود، با انتخاب آزادانه، به خاطر ضرورت و یا به صورت اجباری.

رشد رفاه و افزایش بدبختی دو پیشرفت متقابل هستند- ولی هردو به واقعیت سرمایه داری جهانی تعلق دارند. کسی که از لحاظ جامعه شناسی به جهان نگاه کند، می بیند که ساختارهای اجتماعی بافت رابطه ها است و پیشرفت اجتماعی پویایی رابطه ها است- یکی را بدون دیگری نمی توان درک کرد. جامعه شناسانه فکر کردن به این معناست که آن دیگری را نمی توان از فکر خارج کرد، همیشه باید به هردو و رابطه داخلی بینشان فکر کرد: بین قدرت یکی و ناتوانی دیگری، استفاده اینجا و خسارت آنجا، فرصت برای این و خطربرای یک جای دیگر، زندگی خودمان و زندگی دیگران.



2019-01-07

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل اول


"جامعه برونفکن" پدیده‌ای مربوط به قرن 21 نیست. برون فکنی به صورت اجتماعی دیر زمانی است عمل می کند،

شهری ها بیشتر در موقعیتی هستند که خودشان را نسبت به داخل متحد و خارج را منزوی کنند، فعالیت‌های تولید را بین خودشان هماهنگ کنند، سازمان بدهند و خودشان را بر ضد رقیبان خارجی محافظت کنند، علایق اقتصادی مشترکشان را به ثبت برسانند و فشار اقتصادی را بر منابع روستایی اطراف انتقال دهند، که در نتیجه پائین ترین قیمت ممکن را برای تولیدات کالاهای ضروری بپردازند. تثبیت این وضع و رشد تصاعدی این مزایا بعد از مدتی باعث می گردد که ساختاری به وجود بیاید که آنرا یک تعادل بی تعادلی می توان نامید. دینامیک رشد رفاه شهری دست در دست با رکود اقتصادی اجتماعی فضاهای روستایی پیش می رود.

نابرابری روابط اقتصادی تنها به خودی خود از مکانیسم بازار ناشی نمی شود، و به یقین هم به خودی خود پایدار نمی ماند. امکان اینکه روابط مبادله نابرابر را در ابعاد جهانی ایجاد و پابرجا نگهداشت، تاریخا به وسیله رشد مرکزیت مدیریت دولتی ممکن شده است، به خاطر تجاوز قدرتهای اروپایی به سرزمینهای ملتهای دیگر دنیا، و در آخر بکار گیری قدرت نظامی برای امنیت موقعیت دولتهای اروپایی -و رفاه ملتهایشان- در سیستم جهانی.

سرمایه داری نمی تواند از درون خودش، خودش را تغذیه کند. او از موجودیت یک «بیرون» زندگی می کند، که خودش را تغذیه می کند، او هر سوختی را مصرف می کند -چه مادی و چه غیر مادی- که راه اندازنده باشد و بدون آن سوخت آتش باصطلاح دائمیش می تواند ناگهان خاموش شود....



2019-01-04

انسان و زمین


انسان موجودی است که کمر به نابودی دنیای موجودات و کره زمین بسته است. رد پای مخرب انسان روی طبیعت و حیات وحش را به وضوح می توان دید. زمین سیاره محل تولد ما، اجداد و نیاکان ما و فرزندانمان می باشد و حیات شکل گرفته در آن بسیار ارزشمند است؛ این در حالی است که بشر تنها سعی در ادامه بقا به هر قیمتی و تخریب پیرامون و محیط زیست خود دارد.

می توان گفت به خاطر عملکرد نامناسب انسان ها همچون تخریب جنگل ها، سد سازی بی رویه، تخریب زیستگاه ها، که در نهایت باعث وقوع خشکی زمین خواهد شد، تهدیدی بسیار جدی است.

درختان و پوشش گیاهی با جذب دی اکسید کربن، زمین را از گرما و حرارت نجات می دهند و باعث کاهش حداکثری تغییرات اقلیمی می شوند. خشکسالی ها، افزایش آتش سوزی ها و حتی کیفیت آب آشامیدنی هم تاثیر گرفته از همین درختان و پوشش های گیاهی می باشد. در اینجا انیمیشنی را می بینید که تاریخ نقش انسان را به تصویر کشیده این انیمیشن از سایت stevecutts.com انتخاب شده است.


2019-01-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل سوم


برونفکنی البته یک استراتژی اجتماعی انتزاعی نیست. به هیچ عنوان اثر یک پردازش بدون منطق و به اصطلاح بدون بازیگر نیست. البته که برونفکنی منطق خودش را دارد، بر اساس سیستم سرمایه داری جهانی عمل می کند. ولی به وسیله بازیگران اجتماعی واقعی حمایت و اجرا می شود. مسئولین آن فقط کنسرنهای بزرگ و دولتمردان نیستند، تنها نخبه های اقتصادی و قدرتمندان سیاسی نیستند. بلکه به وسیله توافق ساکت و مشارکت فعال اکثریت بزرگی از جامعه پشتیبانی و اجرا می شود. توسط «ما» شهروندانی که خودمان را به عنوان دنیای غرب بیان می کنیم. که در جوامع برونفکن و یا در جامعه بزرگ برونفکن شمال جهان زندگی می کنیم. ما در جامعه برون فکن زندگی می کنیم ما با آن[برونفکنی] زندگی می کنیم و خوب هم زندگی می کنیم. ما خوب زندگی می کنیم چون دیگران بدتر زندگی می کنند. ما خوب زندگی می کنیم چون از قِبل دیگران ، از چیزهایی که باید برایش زحمت بکشند و رنج ببرند، کارکنند و تحمل کنند، مسئولیت بپذیرند و سختی بکشند، زندگی میکنیم.

...قابل تشخیص است که اکثریت وسیعی از جامعه در جوامع برونفکن ترس از زیان دارند. به همین جهت آنان خواهان آنند که اوضاع به همین شکل تا کنونی باقی بماند، و دیگران هم در همان جایی که هستند بمانند. به همین دلیل است که آگاهی از پیش شرط امتیازات عظیم اجتماعی که داریم، و از دست دادنشان تهدیدمان می کند، زیر فرش رانده می شود و یا اینکه از دم در خانه بیرون افکنده می شود و به حلقه دانشمندان و متخصصین سپرده می شود تا شاید آنجا بدون اینکه نتایج اجتماعی اش هویدا شود، رفع و رجوع شود. به همین خاطر به رویای اینکه گویا در جریان رشد اقتصادی همه جهان به یک درجه ارتقا یابند، و در این روال فقیرها و فقیر ترینها در این دنیا وضعیت‌شان بهتر شود، بدون اینکه امتیازات جوامع مرفه در این میان به طور جدی دست بخورد و یا اینکه زیر سئوال برود، امید بسته می شود.