2019-11-07

سیاست اقتصادی «درهای باز» رئیس‌جمهور روحانی



به قلم پروفسور اسماعیل حسین‌زاده


برخی از گزارشگران و منتقدان سیاست باز کردن درهای بازار ایران به روی تجار غربی که توسط رئیس‌جمهور روحانی انجام گرفته را با سیاست‌های اقتصادی دنگ شائو پینگ (Deng Xiaopiny) چین مقایسه ‌کرده‌اند که حدوداً چهار دهه پیش به دنبال مرگ مائوتسه دونگ اتخاذ گردید.(۱) ولی، نگاهی دقیق‌تر به سیاست اقتصادی درهای باز آقای روحانی نشان می‌دهد که سیاست اقتصادی ایشان بیش‌تر شبیه سیاست‌های بوریس یلتسین (Boris Yeltsin) روسیه پس از سقوط دیوار برلین است نه سیاست‌های چین از زمان دنگ شائوپینگ تاکنون.

این مقاله به بحث و احتجاج درباره این موضوع می‌پردازد که دولت روحانی، هم در عرصه نظری و هم در میدان عمل، از مدلی اقتصادی پیروی می‌کند که شهرت دارد به این‌که موجبات بدهکار شدن کشورها، جمع شدن بساط صنعتی شدن و همچنین توسعه متکی شدن آنها به خارج را فراهم نموده، و اینکه این وضع نیز غالباً منجر به از دست رفتن استقلال سیاسی/ ژئوپولتیک کشورها می‌گردد. این مقاله، برای رسیدن به این هدف، توجه خود را بر نگاه دولت به موضوعات تجارت و توسعه، سرمایه خارجی، به‌علاوه صنعتی شدن کشور و انتقال تکنولوژی متمرکز می‌سازد.


2019-04-22

آیا فلسفه موضوعی مجرد از فرهنگ اجتماعی است؟


فرهاد قابوسی

نگاه دورادور، استثناء- پنداری و احساس رُعب نسبت به یک موضوع، سبب بدفهمی آن شده و در نهایت منجر به اسطوره سازیِ از آن می گردد. به این سیاق است که دوری از فلسفۀ ایرانی موسوم به اسلامی و کم دانشی و فاصلۀ جغرافیایی نسبت به فلسفۀ اروپایی سبب شده اند که بسیاری از علاقمندان ایرانی به فلسفه از فلسفۀ اروپایی اسطوره سازی کنند. در این روال برخی نیچه را حلال تمامی مشکلات "فلسفی" عالم می شمارند و بعضی فلسفه کانت را مستدل ترین اندیشۀ فلسفی می دانند. درحالی که قرار دادن این فلاسفه در متن فرهنگ اجتماعی مولدشان نشان می دهد که هردوی آنها بقول معروف "پیاز هم می خوردند"


2019-01-25

بررسی و نقد کتاب چرا ملتها شکست می خورند؟

دکتر سبحانی : عمده کتابهایی که در موردمباحثی مثل توسعه اقتصادی نوشته می شود از طرف اقتصاد دانهایی است که در کشورهای پیشرفته سرمایه داری و به اصطلاح توسعه یافته زندگی می کنند مقوله توسعه را برای کشورهای در حال توسعه دنبال می کنند و هدفگیری می کنند. به عبارت دیگر توسعه و توسعه یافتن مسئله کشورهای پیشرفته امروزی دنیا نیست عمدتا مسئله کشورهایی است که توسعه ندارند یا در حال توسعه هستند و برای این کسورهاست که دلمشغولی هایی و یا راه حلهایی توصیه می شود که رعایت کنند...
در صقحات بسیاری از این کتاب گفته است که آنهایی که نهادهای اقتصادی فراگیر ندارند حتما حاکمان سیاسی منافعی دارند که اون نهادهای اقبصادی را ایجاد نمی کنند که برای جاهای متفاوتی مثل شوروی مثل چین اسم برده که من فکر میکنم خیلی این حکم مطلق است ...
نویسندگان این کتاب همه آنچه را که در بریتانیا رخ داده و در اروپای دوسه قرن اخیر و در امریکای قرن بیستم به عنوان یک شابلنی گرفته اند که هرکس بدنیال پیشرفت هست باید این مسیر را برود یعنی نهادهایی را که مورد نظر است ملاک است و بهر نسبتی که نداشته باشد مورد انتقاد است ... نویسندگان محترم از کنار تفاوتها و فرهنگها و رد پای استعمار بر چهره کشورهای آسیایی آفریقایی در مواردی آمریکای جنوبی گذشته اند.

دکتر مصطفی مهر آئین: تز کلی کتاب سیاسی است و اقتصادی نیست برخلاف اینکه آقای عجم اوغلو اقتصاد دان است ولی تز کتاب سیاسی است.
این کتاب بر خلاف آن چیزی که جناب دکتر سبحانی فرمودند بسیار کتاب ضعیفی است و برای توده های مردم نوشته شده . من نمیدانم که چرا این کتابها تو ایران این همه دادو بیداد راه می اندازند فکر می کنیم خیلی کتاب مهمی است شاید به خاطر اینست که اصولا تو کشور کتابی خوانده نمی شود و الا کتابهای خیلی مهم تر از این تو این کشور نوشته می شود و به آنها بی اعتنایی صورت می گیرد اینها کتابهایی است که برای توده ها نوشته شده

دکتر جواد صالحی " آقای دکتر سبحانی به نقد نظرات عجم اوغلو پرداختند و آقای دکتر مهر آئین به نام عجم اوغلو ولی به کام فوکو حرکت کردند. من می خواهم تا حد امکان در چهار چوب روشی و نقد روشی کتاب حرکت کنم. داستان توسعه بهر حال داستان فقر و غنا است داستان توسعه و توسعه نیافتگی است داستان شمال و جنوب است داستان خروج از این وضعیت است طبیعتان چون پاسخها متفاوت است در خصوص اینکه موئلفه فرد جامعه و دولت کدام یکی از اینها اولویت پیدا میکند پاسخهایی است که نویسندگان سعی کرده اند ارائه دهند
ما در بحث تحلیل سیاسی سه نوع نظریه داریم یک نظریه ای بازتاب واقعیت باشد دوم نظریه ای که واقعیت را بسازد و سوم نظریه به عنوان یک ابزار سودمند برای معنی بخشی به داده هایی که باآنها مواجه هستیم آقای عجم اوغلو در دیدگاه خودش سعی میکنه که که نظریه خودش را به واقعیتهای جهانی و واقعیتهای پیرامونی تحمیل کند یا به عبارتی با اتکا به نظریه هایش می خواهد به واقعیتها معنی بدهد