2019-01-10

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل دوم


ما در یک دنیای مرتبطِ بهم زندگی می کنیم، چه کوچک و چه بزرگ. ما در ارتباطات متنوعی با دیگران قرار داریم؛ گاهی تنگا تنگ تر و گاهی دورتر. این را که چگونه زندگی می کنیم و چه کسی هستیم، روابط اجتماعی تعیین می کند و بدون آن اصلا قابل تصور نیست. آنچه که انجام می دهیم، همیشه بر روی دیگران اثراتی دارد- همچنین هر کاری را که نمی کنیم، بعضی تاثیر مستقیم و بی واسطه دارد بعضی تاثیر غیر مستقیم و با واسطه و بعضی تاثیر کمتر قابل پیگیری. خلاصه کنیم: جامعه جهانی یک دنیای ارتباطات است با تاثیر گذاری متقابل بر هم دیگر. درک حقایق ابتدایی، و جدی گرفتن آنها در نظارت بر جامعه، بیان یک دیدگاه جامعه شناسانه است.

قدرت در ارتباط متقابل می باشد و در یک رابطه یک جانبه ایجاد نمی شود - که یکی قدرت دارد و دیگری ندارد-، بلکه مواضع متفاوت قدرت بایکدیگردر ارتباط متقابل هستند: اینکه یک نفر می خواهد بر روی دیگری اعمال قدرت کند، تا جایی وتا زمانی ممکن است که آن دیگری در مقابل، آن قدرت را «بپذیرد»، مشخصات رابطه قدرت به اشکال زیر پذیرفته می شود، با انتخاب آزادانه، به خاطر ضرورت و یا به صورت اجباری.

رشد رفاه و افزایش بدبختی دو پیشرفت متقابل هستند- ولی هردو به واقعیت سرمایه داری جهانی تعلق دارند. کسی که از لحاظ جامعه شناسی به جهان نگاه کند، می بیند که ساختارهای اجتماعی بافت رابطه ها است و پیشرفت اجتماعی پویایی رابطه ها است- یکی را بدون دیگری نمی توان درک کرد. جامعه شناسانه فکر کردن به این معناست که آن دیگری را نمی توان از فکر خارج کرد، همیشه باید به هردو و رابطه داخلی بینشان فکر کرد: بین قدرت یکی و ناتوانی دیگری، استفاده اینجا و خسارت آنجا، فرصت برای این و خطربرای یک جای دیگر، زندگی خودمان و زندگی دیگران.



2019-01-07

طوفان نوح در کنار ما - بخش دو فصل اول


"جامعه برونفکن" پدیده‌ای مربوط به قرن 21 نیست. برون فکنی به صورت اجتماعی دیر زمانی است عمل می کند،

شهری ها بیشتر در موقعیتی هستند که خودشان را نسبت به داخل متحد و خارج را منزوی کنند، فعالیت‌های تولید را بین خودشان هماهنگ کنند، سازمان بدهند و خودشان را بر ضد رقیبان خارجی محافظت کنند، علایق اقتصادی مشترکشان را به ثبت برسانند و فشار اقتصادی را بر منابع روستایی اطراف انتقال دهند، که در نتیجه پائین ترین قیمت ممکن را برای تولیدات کالاهای ضروری بپردازند. تثبیت این وضع و رشد تصاعدی این مزایا بعد از مدتی باعث می گردد که ساختاری به وجود بیاید که آنرا یک تعادل بی تعادلی می توان نامید. دینامیک رشد رفاه شهری دست در دست با رکود اقتصادی اجتماعی فضاهای روستایی پیش می رود.

نابرابری روابط اقتصادی تنها به خودی خود از مکانیسم بازار ناشی نمی شود، و به یقین هم به خودی خود پایدار نمی ماند. امکان اینکه روابط مبادله نابرابر را در ابعاد جهانی ایجاد و پابرجا نگهداشت، تاریخا به وسیله رشد مرکزیت مدیریت دولتی ممکن شده است، به خاطر تجاوز قدرتهای اروپایی به سرزمینهای ملتهای دیگر دنیا، و در آخر بکار گیری قدرت نظامی برای امنیت موقعیت دولتهای اروپایی -و رفاه ملتهایشان- در سیستم جهانی.

سرمایه داری نمی تواند از درون خودش، خودش را تغذیه کند. او از موجودیت یک «بیرون» زندگی می کند، که خودش را تغذیه می کند، او هر سوختی را مصرف می کند -چه مادی و چه غیر مادی- که راه اندازنده باشد و بدون آن سوخت آتش باصطلاح دائمیش می تواند ناگهان خاموش شود....



2019-01-04

انسان و زمین


انسان موجودی است که کمر به نابودی دنیای موجودات و کره زمین بسته است. رد پای مخرب انسان روی طبیعت و حیات وحش را به وضوح می توان دید. زمین سیاره محل تولد ما، اجداد و نیاکان ما و فرزندانمان می باشد و حیات شکل گرفته در آن بسیار ارزشمند است؛ این در حالی است که بشر تنها سعی در ادامه بقا به هر قیمتی و تخریب پیرامون و محیط زیست خود دارد.

می توان گفت به خاطر عملکرد نامناسب انسان ها همچون تخریب جنگل ها، سد سازی بی رویه، تخریب زیستگاه ها، که در نهایت باعث وقوع خشکی زمین خواهد شد، تهدیدی بسیار جدی است.

درختان و پوشش گیاهی با جذب دی اکسید کربن، زمین را از گرما و حرارت نجات می دهند و باعث کاهش حداکثری تغییرات اقلیمی می شوند. خشکسالی ها، افزایش آتش سوزی ها و حتی کیفیت آب آشامیدنی هم تاثیر گرفته از همین درختان و پوشش های گیاهی می باشد. در اینجا انیمیشنی را می بینید که تاریخ نقش انسان را به تصویر کشیده این انیمیشن از سایت stevecutts.com انتخاب شده است.


2019-01-02

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل سوم


برونفکنی البته یک استراتژی اجتماعی انتزاعی نیست. به هیچ عنوان اثر یک پردازش بدون منطق و به اصطلاح بدون بازیگر نیست. البته که برونفکنی منطق خودش را دارد، بر اساس سیستم سرمایه داری جهانی عمل می کند. ولی به وسیله بازیگران اجتماعی واقعی حمایت و اجرا می شود. مسئولین آن فقط کنسرنهای بزرگ و دولتمردان نیستند، تنها نخبه های اقتصادی و قدرتمندان سیاسی نیستند. بلکه به وسیله توافق ساکت و مشارکت فعال اکثریت بزرگی از جامعه پشتیبانی و اجرا می شود. توسط «ما» شهروندانی که خودمان را به عنوان دنیای غرب بیان می کنیم. که در جوامع برونفکن و یا در جامعه بزرگ برونفکن شمال جهان زندگی می کنیم. ما در جامعه برون فکن زندگی می کنیم ما با آن[برونفکنی] زندگی می کنیم و خوب هم زندگی می کنیم. ما خوب زندگی می کنیم چون دیگران بدتر زندگی می کنند. ما خوب زندگی می کنیم چون از قِبل دیگران ، از چیزهایی که باید برایش زحمت بکشند و رنج ببرند، کارکنند و تحمل کنند، مسئولیت بپذیرند و سختی بکشند، زندگی میکنیم.

...قابل تشخیص است که اکثریت وسیعی از جامعه در جوامع برونفکن ترس از زیان دارند. به همین جهت آنان خواهان آنند که اوضاع به همین شکل تا کنونی باقی بماند، و دیگران هم در همان جایی که هستند بمانند. به همین دلیل است که آگاهی از پیش شرط امتیازات عظیم اجتماعی که داریم، و از دست دادنشان تهدیدمان می کند، زیر فرش رانده می شود و یا اینکه از دم در خانه بیرون افکنده می شود و به حلقه دانشمندان و متخصصین سپرده می شود تا شاید آنجا بدون اینکه نتایج اجتماعی اش هویدا شود، رفع و رجوع شود. به همین خاطر به رویای اینکه گویا در جریان رشد اقتصادی همه جهان به یک درجه ارتقا یابند، و در این روال فقیرها و فقیر ترینها در این دنیا وضعیت‌شان بهتر شود، بدون اینکه امتیازات جوامع مرفه در این میان به طور جدی دست بخورد و یا اینکه زیر سئوال برود، امید بسته می شود.


2019-01-01

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل دوم


اگر نگاهمان نه فقط، مانند پکتی، بر دینامیسم نابرابری درون اجتماعات آمریکا، بریتانیا، فرانسه، با نظر جانبی به ژاپن و آلمان باشد، بلکه نگاه مان را به سطح ساختار جهانی و نابرابری بین اجتماعات وسعت بدهیم، بدین وسیله ما اینجا ده درصد ثروتمند را خواهیم دید که با خرج دیگران همواره ثروتمند تر می شوند. به این ده درصد ثروتمند ترین ها باید گفت که پنج کشور نامبرده بالا - وموقعیت اجتماعی شان - «به طورکل» به رأس بالاترین توزیع ثروت جهانی تعلق دارند و این درواقع و ابدا مدیون «تلاش» شهروندانشان و یا «بهره دهی اقتصادشان» نیست، بلکه قطعاً این به موقعیتشان در استراتژی اقتصاد جهانی و نتیجه حاصله ازاین موقعیت ، و «سرمایه ای» که تاریخا به ارث برده اند مربوط می باشد. .... قرعه فرصت های نسبی نا برابر، که نتیجه آن خوشبختی و یا بدبختی است، بر این اساس کشیده می شود که تو در آلمان و یا در برزیل متولد بشوی. بی تردید برای هر نوزادی که در جامعه آلمان و یا برزیل متولد شود یک قرعه زندگی برایش ازقبل کشیده شده است.

تمرکز حواس باید بر واقعیتی که در عرض جغرافیایی مان علاقه به ندیدنش است و همچنین امتیازات چسبیده به ثروت، مثل نابرابریهای درون اجتماعی، متمرکز گردد، این حقیقت است که افشا کننده الگوی توزیعی است که در یک چیدمان جامع و جهانی نابرابری انباشته شده است. یک چیدمان که ولی مشخصا نامرئی است و نامرئی باید بماند. "کورسنویچ و مارون" در کتابشان موسوم به " فاش ساختن نابرابری"جهت سرگرمی آماری، یک جامعه ساختگی را بنا می کنند که فقط به سگهای نگهداری شده در خانه های آمریکایی ها تعلق دارد. در سال 2008 مخارج انجام شده به ازای هر خانوار را به عنوان درآمد سرانه این جامعه مجازی، که نامش را کشور سگها گذاشته بودند، در معیارهای جهانی رده بندی کردند. کشور سگها در رده زیر کشورهایی با درآمد متوسط ولی در رده بالا تر از پروگوئه و مصر و بهتر بگوئیم بالاتر از چهل درصد جمعیت دنیا بود. چونکه این حداقل یک سگ ایالات متحده است.

اینکه اینگونه است، اما هیچکس در هیچ جا تمایل ندارد رسما در موردش صحبت کند.


2018-12-31

طوفان نوح در کنار ما - بخش یک فصل اول


تقسیم کار جهانی اینطور شکل گرفته که تعدادی کشور به عنوان برنده و مابقی به عنوان بازنده تخصص یافته اند.
ادوآردو گالیآنو در کتاب «رگهای باز آمریکای لاتین»

آنچه که در ریو دوسه اتفاق افتاد، یک فاجعه کاملا معمولی بود که از قبل قابل پیش بینی بود. یک فاجعه که به این صورت یا به آن‌صورت نظیرش همواره در طی سالیان زیادی در برزیل یا هر کجای دیگر این جهان در کشورهای سرشار از مواد خام اتفاق می افتد. به عنوان استراتژی اقتصادی در تقسیم کار جهانی، این کشورها به طور غیر قابل اغماض در جایگاه غارت منابع طبیعی شان قرار می گیرند و آنها هم به طور شدید آنرا انجام می دهند، مصمم و بی رحمانه.


2018-12-28

طوفان نوح در کنار ماست. مقدمه مترجم


همه چیز داشتن و بازهم بیشتر خواستن، رفاه خودمان را مراقبت کردن، در عین حال از دیگران دریغ داشتن، اینست خصیصه زندگی کشورهای پیشرفته. ما به طور سیستماتیک آثار منفی سبک زندگییمان را به کشورها و مردم مناطق دیگر جهان منتقل می کنیم. و همه ما نقش خودمان را در این عمل انکار می کنیم.
جامعه شناس مشهور اشتفان لسنیش Stephan Lessenich در تحقیقات خود به طورکاملا دقیق و به لحاظ سیاسی حساس، تحلیلی را در مورد وابستگی و روابط استثمارگرانه اقتصاد جهانی ارائه میدهد. برخلاف آن چیزی که تا به حال دوست داشتیم اعتقاد داشته باشیم، از بازار آزاد همگان منتفع نمی شوند. واقعیت اینست : وقتی یکی نفع می برد، دیگری بازنده است. و هر یک از ما نقش مسئولانه ای در این بازی حاصلجمع صفر داریم که در نتیجه بازندگان حالا بر درهای ما می کوبند. بر این اساس آنجور که لِسِنیش معتقد است، زندگی ما تغییر میکند چه ما بخواهیم و یا نخواهیم.


2018-12-06

نامه دوم اقتصاد دانان به سران قوا

دادن وعده‌های بدون پشتوانه و امید‌های بی‌پایه همراه با دستکاری واقعیت‌ها، ‌باید جای خود را به امید‌های واقعیِ مبتنی بر علم و آگاهی بدهد. سوم این که شرایط کنونی کشور ایجاب می‌کند کل ساختار قدرت کشور به دور از رقابت‌های مخرب سیاسی به فکر نجات مردم و کشور باشند.


2018-11-27

کشتار دوستان و همسایگان من پروژه سوریه نبود. نقشه آن در اروپا شکل گرفت.

نام من لیلی مارتین است، یک شهروند آمریکایی و از 25 سال قبل در لاذقیه در سوریه زندگی می کنم. از 40 سال قبل من با یک مرد سوریه ای ازدواج کرده ام. قبل از آنکه به سوریه مهاجرت کنم در کالیفرنیا به عنوان دکتر کار می کردم.


2018-11-27

متن کامل نامه ۳۸ اقتصاددان به رئیس جمهور به این شرح است:

اقتصاد دهه نخست جمهوری اسلامی را می‌توان اقتصاد حاکمیت-محور نامید با پیوندهای قوی میان حاکمیت و مردم و پشتیبانی دولت از فعالیت‌های مولد بخش خصوصی، همراه با حمایت از اقتصاد تولید محور و حضور مردم در کانون تصمیم گیری ها.