باما باشید:
تازه ترینها:
2019-02-18

طوفان نوح در کنار ما - بخش سه فصل ششم




زندگی امپراطوری:
آیا در کجی، یک زندگی راستین وجود دارد؟

روی این نقطه ما توقف می‌کنیم: تاریخ سرمایه داری جهانی تاریخ برونفکنی است. کم کردن بار بر محیط زیست جوامع از نظر اقتصادی مسلط، بخشی از وجود ساختار قدرت رشدیابنده تاریخی است، که برای این جوامع نه تنها امکان آنرا فراهم می‌کند که، منافع مادی این موقعیت ممتاز را همواره از نو محقق کنند، بلکه به آنان این اجازه را هم میدهد، که هزینه های زیست محیطی استراتژی خلق ارزش اقتصادی خود را به جای دیگری تحمیل کنند. شهروندان جوامع به لحاظ اقتصادی«موفق» و به لحاظ زیست محیطی «دررده بالا» - مثلاً آلمان - در واقع سرکرده این جریان نیستند، آنان به عنوان وابستگان به مزد، نهایتاً توسط موسساتی که آنها را بکار می گیرند تحت حاکمیت واقع می شوند. و البته برای آنها امکان ساختاری تحقق بخشیدن سود و همزمان برونفکنی هزینه شرایط کار و زندگی شان به مرور زمان کاملاً به امر طبیعی تبدیل می شود، چونکه به گوشت و خونشان وارد می شود. "الریش براند Ulrich Brand " و "مارکوس ویسن Markus Wissen "، دو تن از عالمان علوم سیاسی در وین و برلین،در این رابطه صحبت از یک « شرایط زندگی امپراطوری » می کنند: یک شرایط زندگی که منابع -یعنی کار، زمین، زیست محیط - در شکلی غیر از غارت تصاحب شده است و فقط با این شیوه نامعتبرِبکار گیریِ تصاحب سرپا ایستاده است. یک شرایط زندگی که در عین حال هم نمی گذارد تعمیم داده شود - گرچه که مردمان کشورهای پیرامونی، به دلیل قابل فهمی، برای سهم بری از این شرایط زندگی تلاش می کنند و تقاضای عظیم برای کالا در میان اقشار میانی نوپا در جنوب دنیا توسط کنسرن‌های فراملیتی متعلق به شمال دنیا قبلاً دقیق در ترازکار موسسه اشان برنامه ریزی شده است. ولی امپراطوری برونفکن یک بخش از جهان منطقاً نمی تواند با حقوق مساوی به بخش دیگر جهان تعلق داشته باشد: اگر همه می خواستند برونفکنی کنند، بعد هیچ کس دیگر نمی توانست آنرا انجام دهد. اکثریت بسیار بزرگی که شرایط زندگی آنها زیرسلطه امپراطوری قرار دارد، متاسفانه باید بیرون بمانند، عشق همه حکومتهای پیرامونی به تغییر زندگی با موفقیت همیشگی، بر اساس این فرآیند برپا می شود و سقوط میکند.

با اشاره به اقتصادی جهانی با ساختار برونفکنی، و اینکه شرایط ساختارش طی زمان تاریخی طولانی رشد کرده و بر روی شکلبندی‌های متکی بر قدرت نهادینه متعلق به سیستم جهانی سرمایه داری می باشد، همزمان یک چیز روشن است: این ساختار برونفکنی تنها به وسیله دست‌های فردی، با هر قصد خوب و یا با بهترین نیت هم تکمیل شده باشد، نمی تواند درهم شکسته شود. مطمئنا، درخود سرمایه داری رفاه هم ، مانند موردی که توسط یک گروه نویسندگان بر اساس آمار "هانس مسینگر Hans Messinger " شبیه چیزی که در کانادا نشان داده شده، تفاوتهای قابل توجهی از ساختارهای اجتماعی با ردپاهای اکولوژیک فردی وجود دارد: یعنی هر کس در آمد کمتری دارد، رفتارش به خودی خود در صدمه به منابع ملایم تر - و به همان نسبت کمتر امپراطوری - است نسبت به خانواده هایی با درآمد بهتر که به طور عادی صدمه به منابع را بیشتر انجام میدهند ( و همچنین انسانهایی از شهروندان باسواد، قشر روشنفکرمنتقد که مشخصاً علاقمند زندگی با ردپای بویژه بزرگ اکولوژیکی هستند). با این وجود بازهم مصرف منابع خانواده فقیر و فقیرترین در عرض جغرافیایی ما با فاصله زیادی بالای میانگین مصرف بخش وسیعی از مردم جنوب است. و سطح مورد نیاز برای شرایط زندگی آنها، همچنان که نشان داده شد، که بخش بزرگی از آن هم به جاهای دیگری از کره خاک تعلق دارد و آنجاها را پوشانده است، بر اساس آمار[این سطح] همچنان رو به رشد است.

به هیچ عنوان صحبت از صرف‌نظر کردن از مصرف شخصی نیست، کاملاً برعکس، و امکانات هم برای آن بسیار است. شبیه آنکه ما در ابتدای این کتاب دیدیم، به وسیله نوشیدن روزانه قهوه. تا قبل از تغییر هزاره، چیزی که امروزه دیگر قابل صرف‌نظر کردن نیست، هنوز عملاً ناشناخته بود ، "کافی تو گو caffee to go " چیزی که از آن موقع باسرعت سرسام آوری رشد و به طورسراسری و توسط همه اقشار به کار گرفته می شود. همراه بردن قهوه همیشه به معنای دور انداخت آن است "کافی تو دراو" که هر روز در حدود 7،6 میلیون لیوان مقوایی قهوه [فقط]در آلمان راهی سطل آشغال می شود، یعنی هر ساعت 320000 عدد- تمام 24 ساعت شبانه روز و هر هفت روز هفته. لیوان مقوایی که درون آن تمیز با یک لایه پلاستیک پوشانده شده است که خراب نشود و برای اینکه قهوه را انسان لذت جو به ویژه داغ بنوشد، نیاز هست که یک لایه مقوا هم آنرا پوشش دهد که انگشتان حساس او را از سوزش کمی که در دیواره لیوان به وجود می آید، محافظت کند. و طبیعتاً یک سرپوش پلاستیکی که، در راه اداره، خانه و یا کافی شاپ بعدی در حالی که نگاهش مدام بر روی صفحه اسمارت فونش که در دست دیگرش قرار دارد می باشد، قهوه به بیرون نشت نکند . همچنین که می بینید - برای یک عمل روزانه زیبا که برای شهروندان مرفه عادت شده - یک عمل عرفی در مصرف که قطعاً هیچ مانعی در عبور از آن وجود ندارد: این کاملاً آسان و برای هرفرد ممکن است، به شکل دیگری بنوشد و به شیوه دیگری بخورد، آگاهانه تر بخرد و با توجه به تأثیرش به محیط زیست مصرف کند.

و این قطعاً هرروزه و خیلی بیشتر اتفاق می افتد. اینجا نباید چنین تصور شود که گویا در جوامع برونفکن هیچ خود آگاهی زیست محیطی وجود ندارد، هیچ تفکر عدالت خواه، هیچ انسانی که درابتدا فکر کند و بعد عمل کند نیست، هیچ جنبش مخالفی بر ضد نابرابری تبادل اقتصادی و زیستی نیست. به هیچ وجه اینطور نیست. همه این‌ها وجود دارند: هزاران تن فعالان ومعترضان ، به طورخود خواسته، آزادانه و بدون مزد، گروه‌ها و جریانات ابتکاری، سازمان‌های مردمی وحتی کمابیش نهادهای دولتی، که به این شکل و یا آن شکل بر ضد برونفکنی تحرک به وجود می آورند. ان جی او های محیط زیستی و خواهان پیشرفت، فروشگاه‌های جهانی [فروشگاه‌هایی که بر مبنای عدالت ورعایت حقوق جهان سوم عمل میکنند] و برچسب‌های زیست محیطی [ برچسبی که مجوز چاپ آن توسط نهادهای مربوطه برای مشخص کردن کالایی که خسارات محیط زیستی ندارد بر روی یک کالا صادر می شود] جمع آوری لباس برای بنگلادش و اتحاد ها بر ضد صنعت مزرعه های آبی، همه این‌ها وجود دارد. مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها که به عنوان استراتژی جدید موسسات، و تعهدشان در دوام دار بودن محصولات در سازمان ملل هم وجود دارد، فعالیت بر ضد مصرف لیوان مقوایی و کمپین بر ضد گلوفوسات و روشنگری در رسانه های رسمی هم هست و نقشه گلوبالیزاسیون هم در هر کتابفروشی دم دست قراردارد. حتی، غیر قابل باور است، نهادهایی متعلق به سرمایه گذاران برای حفاظت از آلودگی هوا وجود دارد ( ای ای جی سی سیIIGCC) یک گروه متشکل از 120 صندوق خصوصی بیمه بازنشستگی و دیگر سرمایه گذاران بزرگ، ازجمله موسسات صحیح اخلاقی!!(باور نکنید طنز می گویم) مثل کنسرن بیمه آکسا Axa و صندوق سرمایه گذاری آمریکایی بلاک راک US-Hedgefonds Black Rock، به هم پیوسته اند که در نجات شرایط جوی جلودارهمه باشند. ولی ما گول نمی خوریم: همه این‌ها - یا لااقل خیلی از این‌ها - خوب و مهم هستند. ولی مسلما مشکل حل نمی شود.


فصل بعدیفصل قبلی

تمام حقوق مطلب فوق محفوظ و در اختیار سایت manotoma.de می باشد. برای انتشار این مطلب فقط مجازید از کد زیر برای انتقال مستقیم آن استفاده کنید.
برای دریافت کد و انتقال آن به وب سایت خود، بر روی embed کلید کنید.